صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٣ - اداره امور كشور در پرتو متخصصان متعهد
كه- يك پيرمردى تقريباً بود، با يك عده از يك سوراخى بيرون آمد! از يك جايى كه جاى انسان نبود بيرون آمد- گفت؛ ما صبح كه مىشود مىرويم به تظاهر. زندگيشان اين بود و صبح مىرفتند تظاهر؛ مىرفتند كمك مىكردند به ملت. ما مرهون اينها هستيم. ما زندگيمان را اينها اداره مىكنند. اينها اداره كردند. اين جمعيت و امثال اين جمعيت؛ جوانها؛ جوانهاى دانشگاهى، جوانهاى ادارى، آنهايى كه پيوند با ملت داشتند، بازارى، كشاورز، كارگر، همه اينها. آن طبقه بالا به ما كارى نداشتند. حالا هم كارشكنى مىكنند و همه چيز مىخواهند، مىگويند مغزها فرار كردند! بگذار فرار كنند. جهنم كه فرار كردند اين مغزها! مغزهاى علمى نبودند اين مغزها، مغزهاى خيانتكار بودند، و الّا كسى از مملكت خودش فرار مىكند به امريكا؟! از مملكت خودش فرار مىكند به انگلستان و زيرِ سايه انگلستان مىخواهد زندگى بكند؟ پيوند مىكند با بختيار و امثال بختيار كه مملكت ما را به تباهى كشيدند؟ اين مغزها بگذار فرار بكنند، بهتر كه فرار مىكنند! غصه نخوريد براى اينها، براى اينها كه كشته شدهاند غصه نخوريد اين قدرها.
اداره امور كشور در پرتو متخصصان متعهد
برادرها! خودتان بيدار باشيد كه اين مغزهايى كه دارند فرار مىكنند اين مغزهاست كه شما را به تباهى كشيدهاند. اين مغزهايى است كه نگذاشتند جوانهاى ما تحصيل كامل بكنند. اينها بايد هم بروند؛ بايد هم فرار كنند؛ ديگر جاى زندگى براى آنها نيست. براى اينكه ملت بيدار است. يك ملت بيدار نمىگذارد كه شما هر كدامتان هر كارى مىخواهيد بكنيد. بايد خودتان، خودتان را اداره كنيد. بايد همهمان به ميدان بياييم. فكر اينكه استاندار يك كارى بكند، يك كارى كسى بكند، اتّكال به آنها نكنيد.
خودتان همان طورى كه مىگوييد [باشيد] الحمد للَّه الآن يك تحولى حاصل شده است كه همه طبقات، مهندسش مىآيد كار مىكند؛ دكترش مىآيد كار مىكند. اينهايى كه حالا مغزهاى انسانى دارند. اينها كه مغزهايى ندارند كه فرار كنند. آقا! مغزهايى فرار مىكنند، ما هم يك مغزهايى داريم كه با اينكه مغز علمى هستند دارند به مردم كمك