صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٥ - رشد سياسى ملت
اشخاصى كه من مىشناسمشان چه جور اشخاصى هستند، مىآيند اينجا ادعا مىكنند كه ما در زمان سابق چه فعاليتها كرديم و چه مجاهدهها كرديم و چه زجرها كشيديم! در صورتى كه من مىدانم كه در زمان سابق آنها در رفاه بودند و هيچ فعاليتى هم نكردند. اگر هم فعاليت كرده باشند، فعاليتهايى بوده است كه بر خلاف مسير ملت بوده. حالا اين يك مسئلهاى است كه ديگر رسم شده، و چون ديدند كه يك سيل خروشانى در حركت است، و چنانچه بخواهند خلاف اين را بگويند اين سيل آنها را مىبرد، البته بعضى از آنها باز هم يك حرفهايى مىزنند.
رشد سياسى ملت
و من ميل دارم كه اين همه اين روشنفكرهاى باصطلاح و همه اين دانشگاه و رؤساى دانشگاه و معلمين دانشگاه و اساتيد دانشگاه و همه اين قشرها، من ميل دارم كه اينها همه به فكر اين مملكت باشند. هى به فكر اينكه اشكال بكنند و بنشينند هى اشكال به اين، اشكال به دادگاهها و اشكال به پاسبانها و اشكال به پاسدارها و اشكال به دولت و اينها. اين كاشف از اين است كه ما باز رشد سياسى نداريم. اگر يك ملتى رشد سياسى داشته باشد، آن روزى كه مىبيند كه از چنگال اين گرگها اين ملت نجات پيدا كردند، و ممكن است كه آن ريشههاى پوسيده باز به هم پيوند بكنند و اسباب زحمت بشوند براى اين ملت، بايد همه اينها با هم دست به هم بدهند، ديگر آن ننشيند توى منزلش با الفاظش يا با قلمش يا با مقالهاش مطالبى بگويد كه بر خلاف مسير ملت است. اين دليل بر اين است كه ما رشد نداريم. هر چه هم روشنفكر باشيم، لكن رشد سياسى يك مسئله ديگر است. هر چه هم عالِم باشيم، لكن رشد سياسى يك باب ديگر است.
ما اگر رشد سياسى داشته باشيم، حالا يك كشورى كه از خودمان شده و مىتوانيم در اين كشور زندگى صحيح بكنيم، زندگى انسانى بكنيم، زندگى آزاد و مستقل بكنيم، نبايد همه گروه گروه بشويم، كه در ظرف مثلًا چند ماه، دويست گروه با اسماء مختلف و با حرفهاى مختلف؛ و باز همان مسائلى كه در صدر مشروطيت براى شكستن آن قدرتهايى