صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٩ - تغيير تكوينى، تابع تغيير روحى
كرده بود. وقتى از آن فطرت تغيير كرد، آن وقت يك تغييرات كَوْنى هم حاصل شد. و آن سلطه اجانب بود.
تغيير تكوينى، تابع تغيير روحى
و بحمد اللَّه در اين نهضت تغيير و تحول از آن طرف شد؛ يعنى يك ملت تحت فشار كه در طول تاريخ با اين فشار خو گرفته بود و پذيرفته بود اين ظلم را و پذيرفته بود اين چپاولگرى را، در يك مدت كوتاهى متحول شد به يك ملتى كه پذيرش هيچيك از اين ظلمها را ديگر نداشت؛ يعنى همچو طغيانى كرد اين ملت بر خلاف دستگاه ظلم كه از آن بچههاى كوچكش تا آن خواهرهاى محترمه و برادرها، جوان و پير، داراى هر شغل كه بودند، از همه چيز دست برداشتند و ريختند در خيابانها و در كوچهها و فرياد زدند ما نمىخواهيم اين رژيم را و فرياد «اللَّه اكبر» و اينكه اين رژيم را نمىخواهيم. پس، قوم ما يك تحولى پيدا كرد، تغيير پيدا كرد؛ تا اين تغيير حاصل نشده بود، تغيير نفسانى حاصل نشده بود، اين قوم مورد تغيير واقعى- كه رفتن يك رژيم طاغوتى و آمدن يك رژيم كه ان شاء اللَّه اسلامى باشد، اين معنا حاصل نمىشود. پس، خداى تبارك و تعالى تغيير نمىدهد، مگر اينكه ما خودمان تغيير بدهيم خودمان را. اگر خودمان را تغيير داديم در جانب پذيرش ظلم، يك ظالم به ما مسلط مىشود؛ اين طبيعى است. چنانچه خودمان را تغيير داديم براى دفاع از كشور خودمان، دفاع [در مقابل] چپاولگرى، دفاع [در مقابل] ظلم و ستمگرى، خداوند اسبابش را فراهم مىكند، چنانچه ديديد؛ يعنى هم آن طرفش را ما ديديم؛ هم اين طرفش را. آن طرفش را ديديم كه سالهاى طولانى همه قشرهاى ملت در زحمت بودند و تحت فشار ظلم بودند. و آن اين بود كه از آن فطرت اصلى- كه فطرت اللَّه بود- بيرون آمده بودند، و يك فطرت [و] خوى ديگرى به خودشان راه داده بودند و يك تربيت ديگرى پيدا كرده بود. نفوسشان آماده شده بود براى پذيرش هر چه توسرى خوردن. هر كس هر جا بيايد تو سَرِمان بزند، هيچ نزنيم و بىتفاوت باشيم! مستشار از امريكا مىآيد بپذيريم. هر چه مىشود ما پذيرش كنيم، حالت پذيرش داشته