صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٠٨ - عمل خلاف مسئولين
بسازد جمعيتها را، و گروهها و ملتها را بسازد و اسلام مكتب انسانساز است، انسانها را از قوه به فعليت مىآورد، اين حرفها را ما مىزديم و مىزنيم، خوف اين است كه اگر چنانچه در اعمال ما يك نحوى مشاهده بشود كه بر خلاف آنى است كه ما ادعا مىكنيم، دشمنهاى ما پاى ما حساب نكنند، پاى اسلام حساب كنند بگويند پاسدارهاى اسلامى، ملّاهاى اسلام، نظامى اسلامى، اين طور عمل مىكنند. پى بهانه هستند آنها كه يك خلاف ببينند و آن خلاف را عَلَم كنند، با اضافاتى صد چندان؛ و به خيال خودشان ما را معرفى كنند در جوامع به اينكه جمهورى اسلامى كه اينها مىگفتند اين طور بود كه الآن مردم از گرفتارى آن رژيم سابق خلاص شدهاند و به گرفتارى اين رژيم افتادهاند. الآن دارند اين حرفها را مىزنند، در عين حالى كه بهانههايشان كم است.
انقلاب ايران، انقلاب سفيد
در عين حالى كه در اين انقلابى كه ملت ايران كرد از همه انقلابهاى دنيا آرامتر و سفيد بود. يك انقلاب «سفيد» بايد اسمش را گذاشت؛ نه مثل انقلاب محمد رضا؛ يعنى آن قدرى كه ما از دست داديم چند صد مقابل آن به دست آورديم؛ لكن نه آنى كه مىخواهيم. آنى كه مىخواهيم باز به دستمان نيامده است. آنى كه به دست آورديم اين است كه موانع را از سر راه به طور عمده برداشتيم. يك مقدارى هم هست.
عمل خلاف مسئولين
لكن چنانچه ما امروز يك كارى بكنيم كه گفته بشود كه آن وقت رژيم سلطنتى بود و اين كارها را مىكرد، حالا هم كه جمهورى اسلامى است و اسلام است و دم از قرآن مىزنند و دم از اسلام مىزنند و دم از ايمان مىزنند، حالا هم همان است. منتها لفظش فرق كرده است؛ معنا همان معناست. الفاظ تغيير كرده است، به جاى رژيم سلطنتى رژيم جمهورى گفته شده است، لكن عمل همان عمل است و برنامه همان برنامه. اين يك مسئوليت بزرگى است گردن من و آقا، گردن آقا و شماها هم هست، و گردن همه ملت. يعنى هر كس الآن در پوشش جمهورى اسلامى هست اين مسئوليت را دارد. مسئوليت،