صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧١ - خواست ملت تحقق همه جانبه اسلام
در ادارات مىرويم، در كارخانهها مىرويم، هر جا برويم ببينيم كه قدم اسلام در آنجاست. اين خواست دوم هر مسلمانى است و لو نگويد، صحبتش را هم نكند، خواست اوست. هر مسلمانى مىخواهد كه اسلام- كه يك مذهب مترقى است، و ابعادش تمام اينجاها را مىگيرد- به همان تربيت و تعليم اسلامى كه اگر با آن تربيت و تعليم اسلامى يك جوانهايى رشد بكنند، يك ملتى رشد بكند به آن ترتيب تمام چيزهايش درست مىشود. ديگر از استعمار بويى پيدا نخواهد شد. از استثمار بويى نخواهد بود. از اين اشتباهاتى كه مىشود و از اين غلطاندازيهايى كه مىشود و از اين كاغذبازيهايى كه مىشود و از اين رفتن توى عدليه، در اين گيروبنديهاى عدليه، از اينها هيچ اسمى نخواهد بود. اين خواست ماست، خواست ملت است، لكن خواست دومى است كه اولش حاصل شد. آنى كه ايستاد و گفت مىخواهم، او شد. بيخود اينها مىگويند كه انقلاب شد و چيزى نشد، مىدانند هم. بعضى از اينها شياطيناند، مىدانند، لكن مىخواهند اين طورى بگويند براى اينكه شماها را، مردم را سست كنند. جوانهاى ما بايد متوجه اين معنا باشند كه اين شياطين را بشناسند. و اين وسوسهها، وسوسههاى خنّاس [١]) ٥٨١ (است. اينها را بشناسند و به خدا پناه ببرند از وسواس خَنّاس، كه در رأسشان امريكاست و اذناب [٢] او، تا برسد به آنهايى كه در بين قشرهاى ما هم از اذنابشان موجود است.
خداوند همه شما را ان شاء اللَّه حفظ كند، موفق باشيد، مؤيد باشيد و همه با هم باشيد. و من را هم به خدمتگزارى قبول كنيد كه من خدمتگزار هستم و تا آخر خدمتگزارم.
[١] وسوسهگر نهانى.
[٢] جمع ذَنَب: دُم، دنباله.