مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٠ - تصادف، خدا، علیت؟
استنباط ما درباره خدا یا هر چیز دیگری که حکمای الهی آرزوی آن را دارند، بسی ناچیزتر خواهد بود ...
در واقع، هیچ دلیل قانع کنندهای بر این فرض وجود ندارد که حرکات اتمها تابع قانون نباشند، زیرا فقط در همین اواخر روشهای تجربی توانستهاند آگاهیهایی از حرکات اتمهای مجرّد را به دست بیاورند و هیچ بعید نیست قوانین حاکم بر این حرکات هنوز کشف نشده باشند.» [١]
ما نظر راسل را دایر بر اینکه هیچ دلیل قانع کنندهای بر بیقانون بودن حرکات اتمها ارائه نشده تأیید میکنیم و بلکه مدّعی هستیم محال است چنین دلیلی وجود داشته باشد یا در آینده پیدا شود. و همچنین نظر وی را درباره اینکه اگر قانون علیت درکار نباشد و جهان بیقانون باشد، همه استنباطهای ما درباره جهان و درباره خدا و درباره هر چیز دیگر نقش بر آب خواهد بود، کاملًا صحیح میدانیم.
آنچه راسل در پاسخ مدّعیان بیقانون بودن جهان (لا اقل در درون ذرّات اتمی) اظهار داشته است، همان است که حکمای الهی اسلامی در پاسخ اشاعره که میخواستند منکر ضرورت علّی و معلولی بشوند اظهار داشتهاند. ما در پاورقیهای اصول فلسفه و روش رئالیسم و در کتاب انسان و سرنوشت نظر خود را درباره این اصل بیان کردهایم. ولی در اینجا نمیتوانیم از اظهار تعجّب درباره دو مطلب خودداری کنیم:
یکی اینکه گروهی به اصطلاح الهی خواستهاند از راه نفی علّیت، و به قول خودشان از راه اختیار، و از راه نفی ضرورت علّی و معلولی و انکار سنخیت علّت و معلول (علّت معین، معلول معین به وجود میآورد) وجود خداوند را اثبات کنند.
هر کس که اندک آشنایی با الهیات اسلامی داشته باشد میداند که قبول اصل علّیت، اصل ضرورت علّی و معلولی و اصل سنخیت علّت و معلول جزء الفبای الهیات است.
دیگر اینکه آقای راسل پنداشته که با انکار اصل علّیت، تنها ضربهای که بر پیکر علوم وارد میشود این است که نمیتوانیم نتیجه تجربههای علمی خود را تعمیم دهیم، زیرا تعمیم مورد تجربه نشده متکی بر این اصل است که «علل یکسان در موارد یکسان به طور یکسان عمل میکنند». غافل از اینکه با انکار اصل علّیت حتّی در مورد چیزی
[١]. راسل: جهانبینی علمی، ترجمه حسن منصور، ص ٨٢- ٨٨.