مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٥ - منطق اختصاصی قرآن
تقدیر شناخته میشد. و امّا اعتقاد به تقدیر در عین اعتقاد به اختیار، هر چند مورد قبول ضمیر ساده و صاف مسلمانان صدر اوّل بود، امّا همینکه در چهار چوب کلام قرار گرفت و رنگ فلسفی یافت نتوانست مورد قبول آن مردم واقع شود، همچنانکه برای مردم چهارده قرن بعد از آنها نیز مشکل به نظر میرسد. قرآن کریم و همچنین روایات زیاد و غیر قابل انکاری که در این زمینه از شخص رسول اکرم (ص) یا ائمّه اهل بیت (ع) رسیده است با کمال صراحت، هم میگوید همه چیز به قضا و قدر الهی است و هم انسان را عامل مؤثّر در سرنوشت خود و مسؤول اعمال و افعال خود معرّفی میکند. ما در گذشته نمونهای از هر دو دسته آیات قرآن ذکر کردیم و گفتیم هم طرفداران جبر و هم طرفداران قدر در صدد تأویل و توجیه آیات قرآن برآمدند: طرفداران جبر، آیات مشعر بر اختیار و آزادی و مسؤولیت بشر را تأویل کردند و طرفداران اختیار، آیات مشعر بر تقدیر کلّی الهی را. بدیهی است که پس از آنکه معمّا حلّ شد و معلوم شد هیچ گونه ملازمهای بین عمومیت تقدیر و مجبور بودن انسان و همچنین بین اختیار او و نفی تقدیر وجود ندارد، تناقض و تعارض خود بخود حلّ میشود و نیازی به تأویل و توجیه نیست؛ مثلًا آنجا که قرآن کریم، هدایت و ضلالت، عزّت و قدرت، رزق و سلامت و حتّی حسنات و سیئات را به مشیت و تقدیر الهی مستند میکند و میگوید:
فیضلّ اللّه من یشاء و یهدی من یشاء [١].
خدا هر کس را بخواهد گمراه و هر کس را بخواهد هدایت میکند.
یا میگوید:
قل اللّهم مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممّن تشاء و تعزّ من تشاء و تذلّ من تشاء بیدک الخیر انّک علی کلّ شیء قدیر [٢].
بگو: ای خدا! ای صاحب قدرت! تو به آن کس که بخواهی فرمانروایی میدهی و از آن کس که بخواهی باز میستانی؛ هر که را بخواهی عزّت میدهی و هر که را بخواهی خوار میسازی؛ خوبی در دست توست، همانا تو بر هر چیز توانایی.
[١]. ابراهیم/ ٤.[٢]. آل عمران/ ٢٦.