مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٥ - آفت زدگی
این انسان لجوج که گفتار او در این آیه نقل شده است بجای اینکه بگوید «خدایا اگر این مطلب حق است و از جانب تو است پس قلب مرا مساعد کن که بپذیرم» میگوید «اگر حق است عذابی بر من نازل کن و مرا از بین ببر» که طاقت ندارم زنده بمانم و رو در روی حقیقت قرار گیرم.
این حالت، حالت بسیار خطرناکی است هر چند در موضوعات کوچک باشد؛ و چه بسا بسیاری از ماها- معاذ اللّه- گرفتار آن باشیم. فرض کنید طبیبی عالی مقام و یا مجتهدی عالی مقام و یا متخصص عالی مقام دیگری که شهرت جهانی دارد در یک مسأله مربوط به فنّ خودش تشخیصی بدهد و نظر خود را ابراز دارد؛ بعد یک فرد گمنام، طبیب یا طلبهای جوان در همان مسأله نظر مخالف بدهد و دلائل قطعی هم ارائه کند و خود آن مقام عالی در دل خود صحت گفتار آن جوان را تصدیق کند، ولی مردم دیگر طبق معمول بیخبر بمانند و نظر به شخصیت آن مقام عالی، او را تصدیق کنند. در این حال اگر آن متخصص مشهور تسلیم گفته آن طبیب یا آن طلبه جوان بشود یعنی اگر تسلیم حقیقت گردد و اعتراف به اشتباه خویش کند، او واقعاً «مسلم» است، زیرا الاسلام هو التّسلیم، و به وجهی میتوان گفت مصداق: بلی من اسلم وجهه للّه [١] است.
چنین شخصی از صفت پلید «جحود» مبرّاست. و اما اگر انکار ورزد و به خاطر حفظ حیثیت و شهرت خود با حقیقت مبارزه کند، کافرماجرا و جاحد است.
اگر آن طبیب، مثلًا، خیلی بیانصاف باشد حرفش را برنمیگرداند ولی عملش را برمیگرداند، و اگر خیلی بیانصاف باشد عملش را هم برنمیگرداند و همان نسخه را میدهد و مریض را میکشد؛ بعد هم میگوید بیمار خوب شدنی نبود. و همچنین یک عالم عالی مقام دیگر. عکس این حالت هم بسیار اتفاق میافتد. روایتی در «کافی» است که این حقیقت را روشن میکند:
محمد بن مسلم میگوید: از امام باقر (علیه السّلام) شنیدم که فرمود:
کلّ شیء یجرّه الاقرار و التّسلیم فهو الایمان، و کلّ شیء یجرّه الانکار و الجحود فهو الکفر [٢].
«هر چیزی که نتیجه اقرار و تسلیم و روح پذیرش حقیقت باشد او ایمان است و هر چیزی که نتیجه روح عناد و سرپیچی از حقیقت باشد او کفر است.»
[١]. بقره/ ١١٢[٢]. کافی، ج ٢، ص ٣٨٧.