مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٦ - اخلاص، شرط قبول اعمال
قرآن میفرماید:
الّذی خلق الموت و الحیوة لیبلوکم ایکم احسن عملا [١].
«آنکه مرگ و زندگی را آفرید تا شما را در امتحان نیکوترین عمل و صوابترین عمل قرار دهد».
فرمود «صوابترین» عمل و نفرمود «بیشترین عمل» زیرا عمده این است که بدانیم آنگاه که تحت تأثیر انگیزههایی روحی، عملی انجام میدهیم گذشته از پیکر عمل که یک سلسله حرکات و سکنات است و دارای اثرها و ارزشهای خاص اجتماعی است، از نظر معنوی واقعاً و حقیقتاً به سویی میرویم و طی طریقی میکنیم.
مطلب به این سادگی نیست که هر چه هست «عمل» است، کار است، انرژی عضلانی است که مصرف میشود و اما اندیشهها و نیتها، به اصطلاح ارزش مقدماتی دارد برای عمل، همه ذهنیت است و همه مقدمه است و عمل ذو المقدمه، اساس ذو المقدمه است، مقدمه هر طور بود، بود. خیر، اصالت فکر و نیت، از اصالت عمل کمتر نیست. این گونه تفکر «اصالة العملی» که اندیشه و نیت و عقیده را «اصیل» نمیشمارد و تحت عنوان «عینیت» و «ذهنیت» صرفاً ارزش مقدّمی برایش قائل است، یک تفکر مادی است. گذشته از اینکه بطلان این مکتب در جای خود روشن است، قدر مسلّم این است که معارف قرآن را با اینگونه طرز تفکرها نتوان توجیه کرد.
از نظر قرآن، شخصیت واقعی ما و «من» حقیقی ما همان روح ماست؛ روح ما با هر عمل اختیاری، از قوّه بسوی فعلیت گام بر میدارد و اثر و خاصیتی متناسب با اراده و هدف و مقصود خود کسب میکند؛ این آثار و ملکات جزء شخصیت ما میشود و ما را به عالمی متناسب خود از عوالم وجود میبرد.
پس حسن و قبح فعلی، یا خوبی و بدی اعمال، از نظر بعد اول بستگی به اثر خارجی آن عمل دارد؛ و حسن و قبح فاعلی یا خوبی و بدی از نظر بعد دوم بستگی به کیفیت صدور آن از فاعل دارد. در حساب اول، قضاوت ما درباره یک عمل از لحاظ نتیجه خارجی و اجتماعی آن است؛ و در حساب دوم، قضاوت ما از نظر تأثیر داخلی و روانی عمل در شخص فاعل است.
وقتی یک فرد، بیمارستانی بوجود میآورد یا اقدام نیکوکارانه دیگری در امور فرهنگی یا بهداشتی یا اقتصادی یک کشور انجام میدهد، شک نیست که عمل او از
[١]. ملک/ ٢