مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٠ - برهان نظم
اشتباه آقای هیوم در اینجا این است که پنداشته کسانی که خداوند را کمال مطلق و لایتناهی دانستهاند، با اتکا به برهان نظم- که به قول او یک دلیل تجربی است- بوده است.
ما در جلد پنجم اصول فلسفه یادآور شدیم که ارزش برهان نظم تنها در این حدّ است که ما را تا مرز ماوراء الطّبیعه سوق میدهد. این برهان همین قدر ثابت میکند که طبیعت ماورایی دارد و مسخّر آن ماوراء است و آن ماوراء، مستشعر به ذات و مستشعر به افعال خود است. امّا اینکه آن ماوراء واجب است یا ممکن، حادث است یا قدیم، واحد است یا کثیر، محدود است یا نامحدود، علم و قدرتش متناهی است یا نامتناهی، از حدود این برهان خارج است. اینها مسائلی است که تنها و تنها بر عهده فلسفه الهی است و فلسفه الهی با براهین دیگری اینها را اثبات میکند.
٤ آقای هیوم میگوید: فرضاً جهان ما کاملترین جهان ممکن باشد، از کجا که صانع جهان آن را از جای دیگر کپیه نکرده باشد و یا خود به تدریج و ممارست، صنعت خود را تکمیل نکرده باشد؟
این اشکال نیز ناشی از آن است که هیوم از حدود کاربرد برهان نظم غافل است. او پنداشته همه مسائل الهیات را از یک برهان استنتاج میکنند و آن برهان نظم است. در جلد پنجم اصول فلسفه گفتهایم که کاربرد برهان نظم این است که ثابت میکند طبیعت به خود واگذاشته نیست؛ قوای طبیعت، قوای تسخیر شده است.
طبیعت به اصطلاح فلاسفه فاعل بالتّسخیر است، و به عبارت دیگر، طبیعت ماورایی دارد و آن ماوراء حاکم بر طبیعت و مدبّر آن است. برهان نظم که کاربردش در این حدّ است، در حدود همین کاربرد، رسا و کافی است. امّا اینکه آن ماوراء چه وضعی دارد، مثلًا آیا کمالش ذاتی است یا مکتسب است، آیا تدریجاً به دست آورده و یا مانند ذاتش قدیم است و امثال اینها، یک سلسله مسائل است که با یک سلسله براهین دیگر قابل تحقیق است، و فرضاً با براهین دیگری قابل تحقیق نباشد و از مسائلی باشد که برای همیشه برای بشر مجهول خواهد ماند- که البتّه این طور نیست و قابل تحقیق است- از ارزش برهان نظم نمیکاهد. هدف برهان نظم این است که ما را از طبیعت تا مرز