مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٨ - برهان نظم
منظور، اثبات کمال مشابهت میان صنع صانع طبیعت و میان صنع انسان است، اشتباه است. محال است که صنع صانع طبیعت (خدا) شباهت کامل به صنع انسان داشته باشد، بلکه صانع طبیعت همچنانکه از نظر ذات و صفات منزّه است از اینکه شبیه انسان باشد، از نظر فعل و صنع نیز منزّه از شباهت است.
انسان جزئی از طبیعت است. به حکم اینکه جزئی از طبیعت است، موجودی است در حال «شدن» و تکامل. همه تلاشش این است که خود را از قوّه به فعل و از نقص به کمال برساند. تمام تلاشهای انسان نوعی حرکت از قوّه به فعل و از نقص به کمال است. و نیز به حکم اینکه جزئی از اجزای طبیعت است نه خالق طبیعت، تصرّف او در طبیعت به شکل برقرار کردن رابطه مصنوعی (غیر طبیعی) میان اجزای طبیعت است. ساختههای انسان از قبیل شهر و خانه و کشتی عبارت است از یک سلسله موادّ طبیعی که با یک ارتباط مصنوعی به خاطر یک هدف و غایتی که آن هدف و غایت، هدف صانع و سازنده است نه هدف مصنوع و ساخته شده، و سازنده میخواهد به وسیله این ارتباط مصنوعی به هدف و غرضی نائل آید، با یکدیگر پیوند یافتهاند.
پس مقوّم صنع بشری دو چیز است:
الف. پیوند اجزای مصنوع، پیوند مصنوعی است و نه طبیعی.
ب. هدف و غرضی که در این صنع به کار رفته، هدف و غرض صانع است؛ یعنی این صانع است که به وسیله این مصنوع، خود را به هدفی میرساند و از خود رفع نقص میکند و به نوعی خود را از قوّه به فعلیت میرساند.
هیچ یک از این دو رکن در صنع باری تعالی نمیتواند وجود داشته باشد. نه ممکن است رابطه اجزای مصنوع با یکدیگر یک رابطه غیر طبیعی باشد و نه ممکن است هدف موجود هدف صانع باشد، بلکه باید پیوند اجزای مصنوع با یکدیگر پیوند طبیعی باشد، آنچنانکه در پیوند اجزای منظومه شمسی یا منظومه اتمی یا در اجزای یک مرکب طبیعی جمادی یا در اجزای گیاهان یا حیوانات یا انسان مشاهده میکنیم.
این است معنی سخن حکمای الهی که میگویند: غایات افعال باری همه غایات فعلاند نه غایات فاعل، و یا میگویند: حکمت انسان به معنی انتخاب فاضلترین وسیلهها برای بهترین غایتهاست و حکمت باری تعالی به معنی رساندن موجودات است به غایات خودشان.