مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٦ - برهان نظم
است که مثلًا به شکل «م» درآید و اگر ادامه دهد و قلم را روی کاغذ بکشد، هزار گونه شکل ممکن است رسم شود که یکی از آنها «ن» است، و اگر نوبت دیگر عمل خود را تکرار کند، هزار گونه ممکن است که یکی از آنها شکل «ت» است. حالا اگر قلم به دست گرفت و شکل «منّت» درآمد، در حقیقت باید گفت یکهزارم احتمالات از یکهزارم احتمالات از یکهزارم احتمالات صورت گرفته است. و اگر کار خود را ادامه داد و چند سطر نوشت و از مجموع آنها این شکل پدیدار شد: «منّت خدای را عزّ و جلّ که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو میرود ممدّ حیات است و چون برمیآید مفرّح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود و بر هر نعمتی شکری واجب ...»، احتمال اینکه همه این حروف تصادفا و نه از روی گزینش، یعنی نه از روی توجّه و انتخاب، صورت گرفته است آن قدر ضعیف است که قابل تصوّر نیست؛ یعنی عقل انسان عادتاً آن را محال میداند. از اینجاست که حکم میکند نیروی «گزینش»، یعنی همان چیزی که عقل و اراده نامیده میشود، وجود دارد.
این است مسأله اینکه میگوییم استدلال از آثار و مصنوعات انسانها بر وجود عقل و اندیشه در آنها نه یک تمثیل منطقی است که صرفاً از مقیاس قرار دادن فرد خودش را برای دیگران پیدا میشود (مثل اینکه مثلًا اگر خودش دل درد داشته باشد حکم کند که همه مردم دل درد دارند) و نه یک دلیل تجربی است که به دلیل اینکه مکرّر رابطه چنان آثاری را با عقل انسانها آزمایش کرده، یعنی عقل و آثار آن را مستقیماً تحت مطالعه قرار داده، رابطه آنها را کشف کرده است؛ بلکه نوعی برهان عقلی است شبیه برهانی که ذهن در مورد صدق قضایای متواتر تاریخی اقامه میکند [١].
پس معلوم شد شناخت ما و دست یافتن به عقل و هوش انسانهای دیگر غیر از خود ما از نوع دلیل تجربی نیست، چه رسد به آنکه برهان نظم- که در مورد جهان و رابطهاش با ذات باری تعالی اقامه میشود- از نوع دلیل تجربی باشد.
اخیراً این اشتباه نصیب بسیاری از نویسندگان مسلمان عرب و دنبالهروان ایرانی آنها شده است؛ گمان بردهاند که دعوت قرآن کریم به مطالعه «آیات تکوین»،
[١]. ما تحقیق و تفصیل بیشتر بحث درباره ماهیت این گونه استدلالها را در بحثهای «شناخت» کردهایم؛ امیدواریم به نشر آنها توفیق حاصل نماییم.