مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٣ - برهان نظم
باز هم دلیلی بر وجود باری تعالی که کمال مطلق و غنی بالذّات و واجب الوجود است (بر حسب فرض) نمیشود، زیرا این برهان آنگاه دلیل بر وجود ذات باری تعالی است که ثابت کند علاوه بر اینکه این جهان کاملترین جهان ممکن است و بهتر از آن فرض نمیشود، اوّلین جهانی است که خداوند آفریده و خداوند قبلًا تجربهای در کار خلقت نداشته و تدریجاً صنعت خود را تکمیل نکرده و بعلاوه از هیچ صنعت دیگر هم تقلید نکرده است. ولی هیچ یک از اینها ثابت شدنی نیست. از کجا معلوم که صانع این عالم، این صنعت را از جای دیگر تقلید نکرده است؟ و از کجا معلوم که خودش در سراسر ازل، صنعت عالم سازی را تکرار و تجربه نکرده و تدریجاً به این پیشرفت عظیم در صنعت نائل نشده است؟
ه. گذشته از همه اینها در جهان موجود، نقصها و بدیها و زشتیها دیده میشود که با حکمت بالغه الهیه جور نمیآید از قبیل طوفانها، زلزلهها، بیماریها و غیره.
اینها خلاصهای است از ایرادهای هیوم که ما به زبانی نسبتاً شرقی آنها را تقریر کردیم.
اکنون به بررسی این ایرادها بپردازیم:
١ اینکه آقای هیوم پنداشته است که برهان نظم ماهیت تجربی دارد، مانند همه برهانهای تجربی دیگر، اشتباه است. براهین تجربی در مواردی است که بخواهیم رابطه یک پدیده محسوس را با یک پدیده قابل احساس دیگر کشف نماییم. به عبارت دیگر، برهان تجربی تنها در مورد کشف رابطه میان دو جزء از طبیعت میتواند جاری باشد، نه در مورد کشف رابطه میان طبیعت و ماورای طبیعت. به عبارت دیگر، تجربه آنجا میسّر است که پدیدهای را در طبیعت مشاهده میکنیم و میخواهیم علّت یا علل آن پدیده را با آزمایش کشف کنیم و یا میخواهیم آثار و نتایج و معلولات آن را به دست آوریم. مثلًا با تجربه، رابطه میان حرارت آب و بخار شدنش و یا رابطه میان سردی آب و منجمد شدنش را مییابیم. وقتی که دو عامل را در پی یکدیگر دیدیم و از دخالت عاملی دیگر هم مطمئن شدیم، حکم میکنیم که یکی از ایندو علّت دیگری است. پس شرط تجربی بودن یک رابطه این است که هر دو طرف رابطه، قابل احساس و تحت