مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣ - مکتب عقلی شیعی
است که طبعا ملازم با شرک است، تفسیر نشد. در این مکتب، برای اولین بار ائمه اطهار (علیهم السلام) که الهام بخش این مکتب بودند اصل «امر بین الامرین» را طرح کردند و این جمله، معروف و مشهور شد که:
لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین.
در این مکتب، اصل عدل به مفهوم جامع خود تأیید شد بدون آنکه کوچکترین ضربهای به توحید افعالی یا توحید ذاتی وارد آید؛ عدل در کنار توحید قرار گرفت و بحق گفته شد که:
العدل و التّوحید علویان، و الجبر و التّشبیه امویان.
در این مکتب، اصالت عدل، و حرمت عقل، و شخصیت آزاد و مختار انسان و نظام حکیمانه جهان، اثبات شد بدون آنکه خدشهای بر توحید ذاتی یا افعالی وارد شود؛ اختیار انسان تأیید شد بدون آنکه انسان بصورت شریکی در «ملک الهی» چهره بنماید و اراده الهی، مقهور و مغلوب اراده انسانی تلقی شود؛ قضا و قدر الهی در سراسر هستی اثبات شد بدون آنکه نتیجهاش مجبور بودن انسان در برابر قضا و قدر الهی باشد.
در مکتب کلامی شیعی، در مسائل مربوط به توحید، گرایشها همه توحیدی بود؛ یعنی در توحید و تکثیر صفات، شیعه طرفدار توحید صفاتی شد و عقیده اشاعره را نفی کرد و با معتزله موافقت کرد، با این تفاوت که کار معتزله به نفی صفات و نیابت ذات از صفات کشید، ولی شیعه معتقد به اتحاد صفات با ذات و عینیت ذات با صفات شد که یکی از عمیقترین معارف الهی است؛ و در توحید افعالی، جانب اشاعره را گرفت ولی با این تفاوت که نظام علل و معلولات و اسباب و مسبّبات را نفی نکرد. در مکتب کلامی شیعه، توحید ذاتی و صفاتی و افعالی در اوجی بیان شد که در جهان سابقه نداشت [١].
در مقدمه جلد پنجم «اصول فلسفه و روش رئالیسم» الهامگیری حکمای الهی
[١]. ما در کتاب «سیری در نهج البلاغه» بخش توحید، و هم در جلد پنجم «اصول فلسفه و روش رئالیسم» این مطلب را توضیح دادهایم. در کتاب «انسان و سرنوشت» درباره رابطه قضا و قدر با اختیار و آزادی انسان بحث کردهایم.