مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٨ - توحید و تکامل
لازم ندانستهاند و بار دیگر به نظریه دفعی الوجود بودن جانداران بازگشت کردهاند، بلکه میگویم کافی ندانستهاند.
حقیقت این است که علّت اینکه نظریه تکامل بر ضدّ استدلال معروف الهیون از راه اتقان صنع بر وجود خدا تلقّی شد، همانا ضعف دستگاههای فلسفی و حکمت الهی بود. آنها به جای اینکه از پیدایش نظریه تکامل به نفع مکتب الهیون استفاده کنند، آن را چیزی بر ضدّ مکتب الهی تلقّی کردند، زیرا چنین فرض کردند که تنها با دفعی الوجود بودن جهان است که جهان نیازمند به علّت و پدید آورنده است، و اگر جهان یا نوعی از انواع، تدریجی الوجود باشد، علل و عوامل تدریجی طبیعت برای توجیه آنها کافی است. این گونه فرضیات نشانههای ضعف دستگاههای فلسفی غرب است.
علاوه بر این جهت که در غرب فرض بر این بود که نظریه تکامل، برهان نظم و اتقان صنع را تضعیف میکند یک چیز دیگر نیز سبب شد که مکتب تکامل، ضدّ مکتب الهی تلقّی شود و به این وسیله بازار مادّیگری را رونق دادند. آن این بود که فرض شد اگر خدایی درکار باشد میبایست اشیاء طبق طرح قبلی به وجود آمده باشند؛ یعنی وجود اشیاء قبلا در علم الهی پیش بینی شده باشد و سپس با اراده و مشیت قاهره الهی خلق شده باشند.
طرح قبلی و پیشبینی قبلی ملازم است با اینکه به هیچ وجه «تصادف» دخالت نداشته باشد، زیرا تصادف بر ضدّ پیش بینی است. امر تصادفی یعنی امری غیر مترقّب و غیر منتظر و غیر قابل پیش بینی. امّا ما میدانیم که تصادف نقش فوق العاده مهمّ و مؤثّری در خلقت کائنات بازی کرده است. فرضاً تصادف را برای خلقت اوّلی اشیاء کافی ندانیم، بالاخره وجودش را و نقش مؤثّرش را در جریان خلقت نمیتوانیم انکار کنیم. مثلًا خود زمین که گهواره جانداران است قطعهای بوده که بر اثر تصادف، مثلًا نزدیک شدن خورشید به یک کره بزرگ و واقع شدن آن تحت تأثیر جاذبه آن کره بزرگ، به وجود آمده است. اگر طرح قبلی و به اصطلاح اگر تقدیر ازلی درکار بود، تصادف هیچ نقشی نداشت. نتیجه اینکه اگر خدایی درکار باشد، اشیاء طبق طرح قبلی به وجود میآیند و قبلًا در علم ازلی الهی پیش بینی میشوند؛ اگر اشیاء در علم ازلی الهی پیش بینی شده بودند تصادفی درکار نبود؛ و چون تصادف نقش مؤثّری در خلقت داشته است، پس خلقت اشیاء مقرون به پیش بینی نبوده و چون مقرون به