مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٧ - توحید و تکامل
تصادف و یک فعّالیت بیهدف و یا یک فعّالیت برای هدف دیگر غیر از خاصیتی که اکنون پیدا شده، تغییری در اندام جاندار پیدا شود؛ مثلًا پردهای لای انگشتان مرغابی پیدا شود و این تغییر تصادفی، به حال شناوری مرغ مفید باشد و بعد در اثر وراثت به نسلهای بعد منتقل شود و بماند. و حال آنکه اوّلًا از نظر علم وراثت، انتقال صفات اکتسابی و فردی و شخصی، خصوصاً صفات اکتسابی، سخت مورد تردید بلکه مورد انکار است، و ثانیاً همه اعضا و جوارح و اندامها از قبیل پرده لای انگشت مرغابی نیست. غالباً هر کدام از اعضا جزء یک جهاز بسیار مفصّل و پیچیدهای است نظیر جهاز هاضمه، جهاز تنفّس، جهاز باصره، جهاز سامعه و غیره. هر یک از این جهازها یک دستگاه منظّم و به همپیوسته است که تا همه اجزای آن به وجود نیایند، کار و خاصیت منظور، مترتّب نمیشود. مثلًا پردههای چشم چنان نیست که فرض شود هر کدام کار جدایی برای بدن انجام میدهد و هر کدام در طول میلیونها سال تدریجاً به وجود آمده است، بلکه چشم با همه پردهها و رطوبتها و اعصاب و عضلات که از لحاظ کثرت و تنوّع و انتظام و تشکل، حیرت انگیز است، مجموعاً یک کار را انجام میدهد.
قابل قبول نیست که تغییرات تصادفی، ولو در طول میلیاردها سال، تدریجاً جهاز باصره یا جهاز سامعه را به وجود آورده باشد. اصل تکامل، بیش از پیش، دخالت قوّهای مدبّر و هادی و راهنما را در وجود موجودات زنده نشان میدهد و ارائه دهنده اصل غائیت است.
داروین شخصاً درباره اصل انطباق با محیط آنچنان اظهار نظر کرد که به او گفته شد تو درباره این اصل مانند اصلی ماوراء الطّبیعی سخن میگویی. حقیقت هم همین است که نیروی تطبیق با محیط در جاندارها که نیرویی بسیار مرموز و حیرت انگیز است، نیرویی است ماوراء الطّبیعی؛ یعنی در تسخیر یک نوع هدایت و شعور به هدف است و به هیچ وجه نیرویی کور و بیهدف نیست.
دلالت اصل تکامل بر وجود متصرّفی غیبی درکار جهان از هیچ اصلی کمتر نیست. علّت اینکه شخص داروین و همچنین بسیاری از زیست شناسان بعد از او موحّد و الهی هستند همین است که اصول و نوامیس طبیعی از قبیل اصل کوشش برای بقا، اصل وراثت، اصل انتخاب اصلح، اصل انطباق با محیط را (اگر صرفا به یک عکس العمل عادی کورکورانه طبیعی در مقابل محیط تفسیر شود) به هیچ وجه برای توجیه خلقت موجودات زنده اعمّ از گیاه و حیوان کافی ندانستهاند. البتّه نمیگویم