مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٦ - توحید و تکامل
اکنون ما وارد این بحث میشویم. میخواهیم ببینیم آیا عقلًا و منطقاً میان این دو مسأله ضدّیت است یا عقلًا و منطقاً ضدّیتی نیست و نارسایی مفاهیم فلسفی اروپا توهّم ضدّیت را به وجود آورده است؟ و به هر حال، باید ببینیم مادّیین که ضدّیت فرض میکردهاند از چه راه بوده است؟
سخن اینها را به دو گونه میتوان تقریر کرد: یکی به این نحو که با پیدایش نظریه تکامل، مهمترین دلیل الهیون از دستشان گرفته میشود. عمده دلیل الهیون بر وجود صانع علیم حکیم، نظام متقن موجودات است. این نظام متقن بالخصوص در جانداران یعنی گیاهان و حیوانات نمودار است. اگر خلقت گیاه و حیوان دفعی میبود، استدلال از راه نظام متقن موجودات صحیح بود؛ زیرا عقلًا قابل قبول نبود که موجودی بدون یک نظارت مدبّرانه آناً و دفعتاً موجود گردد، در حالی که به یک سلسله تشکیلات مجهّز است که نشان میدهد این تشکل و نظم و ارگانیزم به خاطر هدفهای پیش بینی شده و در نظر گرفته شده به وجود آمده است. ولی اگر خلقت موجودات، تدریجی و در طول زمان یعنی امتداد صدها میلیون سال صورت گرفته باشد، به این ترتیب که کمکم با توالی قرون و تراکم نسلها وضع ساختمان موجودات به شکل حاضر درآمده باشد، مانعی نیست که این تشکیلات دقیق به هیچ وجه پیش بینی نشده باشد؛ یعنی قوّه مدبّری بر آن نظارت نداشته، بلکه تنها تصادفات و انطباق قهری با محیط، منشأ این نظامات و تشکیلات بوده باشد.
پس با قبول و ثبوت نظریه ترانسفورمیسم عمده دلیل الهیون از دست آنها گرفته شد و همین کافی است که کفّه مادّیین بچربد و گروهی به آن طرف متمایل گردند.
ولی این توجیه فی حدّ ذاته صحیح نیست. اگر این سخن بر یک مکتب الهی جانداری عرضه بشود، فوراً پاسخ میدهد که اوّلًا دلیل «اتقان صنع» را به عنوان تنها دلیل بر وجود خدا محسوب داشتن غلط است و به عنوان عمده دلیل ذکر کردن مبالغه است؛ ثانیاً نظام خلقت منحصر به ساختمان اعضای حیوانات نیست تا گفته شود تکامل تدریجی جانداران برای توجیه وجود تصادفی آنها کافی است؛ ثالثاً آنچه مهمّ است و جواب اصلی این ایراد است، این است که پیدایش تدریجی و تغییرات تصادفی ساختمان اندامهای گیاهان و حیوانات به هیچ وجه برای توجیه تشکیلات و نظامات دقیق اندامهای آنها کافی نیست.
تغییرات تصادفی آنگاه میتواند کافی شمرده شود که فرض کنیم در اثر یک