مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٦ - ماتریالیسم در قرون جدید
و دیگران را به این مطلب مذعن نمایند که علّت نضج و رواج ماتریالیسم در قرون هیجده و نوزده، طلوع نظریات علمی بوده و توسعه علم، بشر را به این سو کشانده است. این مطلب به شوخی نزدیکتر است تا به یک حقیقت جدّی.
گرایش مادّی از دورانهای باستان، هم در طبقات دانشمند بوده و هم در طبقات جاهل. در دوره جدید نیز همین طور، در تمام طبقات افرادی مادّی پیدا میشوند، همچنانکه در تمام طبقات و قشرها- خصوصاً در طبقه دانشمند- گرایشهای الهی و معنوی و ماوراء الطّبیعی وجود دارد. اگر مطلب به این منوال بود که ماتریالیستها میگویند، باید به همان نسبت که علم پیشروی کرده است و دانشمندان بزرگ در جهان پیدا شدهاند، گرایشهای مادّی در تیپ دانشمند بیشتر باشد و افراد هر چه دانشمندتر باشند مادّیتر باشند، و حال اینکه واقعیت خلاف آن را نشان میدهد.
امروز ما از یک طرف افرادی معروف و مشهور را میبینیم مانند راسل که تا حدود زیادی خود را ماتریالیست نشان میدهند. وی میگوید:
«بشر مولود عواملی است که در ایجاد او تدبیری به کار نرفته و غایتی در نظر گرفته نشده است. اصل بشر، نمو و حتّی عواطف او چون آرزو، ترس، عشق و عقیده چیزی جز مظهر تلفیق تصادفی اتمهای مختلف نیست ..». [١]
راسل به این ترتیب وجود نیروی شاعر و مدبّر حاکم بر جهان را انکار میکند، هر چند گاهی در بعضی گفتههای خود، خود را شکاک و «لا ادری» قلمداد میکند [٢].
از طرف دیگر، اینشتاین نابغه علمی قرن بیستم را میبینیم که درست در جهت خلاف نظر راسل، نظر میدهد و میگوید:
«در عالم مجهول، نیروی عاقل و قادری وجود دارد که جهان گواه وجود اوست». [٣]
آیا میتوان گفت راسل با مفاهیم علمی امروز آشناست، امّا اینشتاین آشنا نیست؟! یا فلان فیلسوف قرن هیجدهم یا نوزدهم با مفاهیم علمی زمان خویش آشنا
[١]. کتاب اثبات وجود خدا، چاپ سوم، ص ٩٩ به نقل «ایروینگ ویلیام نبلوچ».[٢]. عرفان و منطق.[٣]. کتاب اثبات وجود خدا، چاپ سوم، ص ٧٦ به نقل «مارلین بوکس کریدر».