مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٦ - مقدّمه ماتریالیسم در ایران
اختیار همه بوده است، و مدّعی میشود این اشعار از نظر مضمون متناقضاند. بعضی اشعار، او را متفکری ملحد و بعضی دیگر او را عارفی زاهد مینمایانند. لهذا مؤلّف بدون هیچ دلیل آن اشعار را به سه دوره مختلف از عمر حلّاج تقسیم میکند: دوره عرفان و تصوّف که دوره مذهبی بودن اوست، دوره تردید، و بالاخره دوره الحاد و عصیان. از جمله اشعار دوره عرفان و تصوّف او- و به قول مؤلّف کتاب حلّاج «دوره از خود بیگانگی او»- اشعاری است به این مضمون:
«عنایت و یاری او که مانند رمزی به نظر میرسد، چونان برقی ناگهان از افق رحمت خدایی جستن میکند و مانند برق همه را روشن میکند ... همه چیز گواهی میدهند که هر چه هست اوست و من نیز بر این عقیدهام و در حقیقت هر چه هست اوست». [١]
امّا آنچه بر دوره الحاد او دلالت دارد «انا الحقّ» گفتن او و یا اشعار معروف «اقتلونی یا ثقاتی انّ فی قتلی حیاتی» است که به اصطلاح مفهومی دیالکتیکی دارد، زیرا زندگی را در درون مرگ جستجو میکند؛ یا اشعار دیگر عرفانی از این قبیل که مانند آنها را متشرّعترین عرفا- که حتّی در نزد بعضی به قشری بودن متّهماند از قبیل خواجه عبد اللّه انصاری- هم گفتهاند و هر کس به اصطلاحات اهل عرفان آشنا باشد، مفاهیم آنها را به خوبی درک میکند.
اگر جملههایی از قبیل «انّ فی قتلی حیاتی» دلیل بر اندیشه مادّی دیالکتیکی باشد، پس تکلیف ما با نهج البلاغه علی (علیه السّلام) چه میشود که میگوید: «فالموت فی حیاتکم مقهورین، و الحیاة فی موتکم قاهرین»؟ [٢]
مؤلّف از طرفی میگوید حلّاج اندیشههای ماتریالیستی را تبلیغ میکرد و از طرف دیگر اقرار دارد که حلّاج در پی یاد گرفتن شعبده و جادو و کارهای معجزه مانند بود که خود او را به صورت پیغمبران جلوه دهد [٣].
اگر واقعاً او اندیشه ماتریالیستی داشته، یکی از اندیشههایی که با آنها مبارزه میکرده معجزه و خرق عادت بوده است. آیا حلّاج با معجزه و خرق عادت
[١]. علی میر فطروس: حلّاج، ص ١٤٠.[٢]. نهج البلاغه، خطبه ٥١.[٣]. علی میر فطروس: حلّاج، ص ١٤٨.