مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥١ - مقدّمه ماتریالیسم در ایران
است که فرهنگ حافظ را بشناسند و برای شناخت فرهنگ حافظ لااقل باید عرفان اسلامی را بشناسند و با زبان این عرفان گسترده آشنا باشند.
عرفان، گذشته از اینکه مانند هر علم دیگر اصطلاحاتی مخصوص به خود دارد، زبانش زبان «رمز» است. خود عرفا در برخی کتب خود کلید این رمزها را به دست دادهاند. با آشنایی با کلید رمزها بسیاری از ابهامات و ایهامات رفع میشود. اینجا به عنوان مثال موضوعی را طرح میکنم که با اشعاری که شاعر بزرگ معاصر (!) به عنوان سند الحاد حافظ آورده مربوط میشود و آن موضوع «دم» یا «وقت» است.
عرفا- و در این جهت حکما نیز با آنها هم عقیدهاند- معتقدند که انسان تا در این جهان است باید مراتب و مراحل آن جهان را طی کند، و این آیه قرآن نیز مستند ایشان است:«و من کان فی هذه اعمی فهو فی الآخرة اعمی و اضلّ سبیلا» [١]. محال است که انسان در این جهان چشم حقیقت بینش باز نشده باشد و در آن جهان باز گردد. آنچه به نام «لقاء اللّه» در قرآن کریم آمده است باید در همین جهان تحصیل گردد. اینکه زاهدان و متعبّدان قشری میپندارند که با انجام یک سلسله اعمال ظاهری، بدون اینکه نفس در این جهان اطوار خود را طی کرده باشد، میتوان به جوار قرب الهی رسید، خیال خام و وعده «نسیه» شیطانی است. فخر الدّین رازی در یک رباعی چنین میگوید:
ترسم بروم، عالم جان نادیده | بیرون روم از جهان، جهان نادیده | |
در عالم جان چون روم از عالم تن؟ | در عالم تن، عالم جان نادیده | |