مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٥ - ریشه تاریخی
جبر و اختیار بعدها در میان متکلّمین اسلامی عنوان شد و در اسلام سخنی از این مطالب نیست، نه از جبر و نه از اختیار!! ولی بعضی دیگر در سخنان خود چنین وانمود میکنند که فکر اشاعره مبنی بر جبر و عدم آزادی بشر همان چیزی است که اسلام تعلیم داده است، امّا معتزله زیر بار این حرف اسلام مانند بسیاری از حرفهایی دیگر اسلام که با عقل و منطق منطبق نمیشد نرفتند و موضوع آزادی و اختیار بشر را معتزله برای اوّلین بار در میان مسلمین عنوان کردند!! تازه معتزله نیز این فکر را از پیش خود ابداع نکردند؛ در اثر معاشرت و مجاورت با ملل دیگر و مخصوصاً مسیحیان متوجّه این فکر بکر عالی شدند.
در تاریخ ادبی ایران تألیف ادوارد براون جلد اوّل صفحه ٤١٣ میگوید:
«فن کرمر معتقد است فکر آزادی اراده را معبد الجهنی به تقلید و تبعیت از یک ایرانی موسوم به سنبویه در پایان قرن هفتم [میلادی] در دمشق ترویج میکرد.»
در صفحه ٤١٢ میگوید:
«به نظر فن کرمر محلّ تکوین و تکامل معتقدات این قوم دمشق بوده و تحت نفوذ متألّهین بیزانس، علی الخصوص یحیی دمشقی و مرید او ثیودور ابو قره بوده است.»
معلوم میشود به نظر فن کرمر آن ایرانی هم که به عقیده او ابتدائاً فکر آزادی و اختیار را به معبد جهنی تلقین کرد، از فیوضات متألّهین مسیحی رومی بهرهمند شده است!!
اگر اینچنین است پس برای بحث در مسائل توحید و معاد و بلکه نماز و روزه هم باید اینچنین ریشه تاریخی جستجو کنیم و لابد علّت اینکه مسلمین متوجّه بحث در توحید و معاد و نماز و روزه شدند، سوابقی است که این مباحث در حوزههای مسیحی داشته است.
حقیقت این است که مستشرقین نه صلاحیت تحقیق در عقاید و افکار اسلامی را دارا میباشند و نه غالباً حسن نیت آن را. آنجا که در مقام تجزیه و تحلیل افکار و عقاید اسلامی برمیآیند و فی المثل وارد مسائل مربوط به کلام اسلامی یا عرفان و تصوّف یا فلسفه میشوند، آن قدر مهملات به هم میبافند که موجب تعجّب و گاهی