مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٠ - عظمت و انحطاط مسلمین
معلوم خواهد شد که اوّلًا قضا و قدر اسلامی با عقیده جبر فرسنگها فاصله دارد و نمونههایی ذکر خواهد شد که همان سپاهیان صدر اسلام که آقای واشنگتن ارونگ گستاخانه آنها را نادان و مغرور میخواند، در سایه تعلیمات معلّم عالیقدر خود، این فرق و تفاوت را که آقای واشنگتن ارونگ از درک آن عاجز است، درک میکردند [١].
ثانیاً خود قرآن کریم آزادی و مختار بودن انسان را به موجب آیات زیادی تأیید کرده است. کسانی که طرفدار اختیار شدند و جبر را مخالف عدالت و رحمت خدا دانستند (عدلیه، یعنی شیعه و معتزله)، برخلاف ادّعای خاورشناسان علیه تعلیمات قرآن قیام نکردند و منظورشان «تعدیل» در گفته قرآن نبود، بلکه نظر خود را از قرآن اقتباس کرده بودند.
ثالثاً این نویسنده بزرگ با اینکه طبق گفته دکتر هیکل، مسیحی متعصّبی است و مسیحیت را به واسطه عدم توجّه به مسائل زندگی دین پاکی و از خود گذشتگی میخواند و این توجّه را بر اسلام عیب میگیرد، از علم قدیم الهی به صورت طنز یاد میکند!!
مگر ممکن است کسی خداشناس باشد و بتواند منکر علم قدیم ازلی به همه اشیاء باشد؟ آیا این عیب است بر قرآن که خدا را از ازل واقف بر همه امور و جریانها میداند؟!
رابعاً میگوید: پیروان محمّد [ص] به قاعده «خود را کمک کن تا خدا تو را کمک کند»، اهمیت نمیدادند.
این نویسنده نمیخواسته است به خود زحمت دهد و لا اقلّ یک بار ترجمه قرآن کریم را بخواند، و الّا چنین ادّعایی نمیکرد. قرآن کریم با صراحت کامل میفرماید:
«ما هر دستهای را در همان راهی که به همّت و اراده خود انتخاب کردهاند، مدد میرسانیم. مدد پروردگار از هیچ مردم صاحب اراده و فعّالی قطع نمیشود». [٢]
[١]. رجوع شود به متن کتاب صفحات ٣٩٥- ٣٩٨[٢]. اسراء/ ١٨- ٢٠. و رجوع شود به ص ٣٧٠ و ٣٧١ و ٤١١- ٤١٤