مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٩ - ایمان به نبوّت و امامت
افرادی اینچنین که البته در همه زمانها کم یا بیش پیدا میشوند، حداقل این است که در عذاب آنها تخفیف داده میشود و یا عذاب از آنها بکلی برداشته میشود.
به نظر من اگر افرادی یافت شوند که نیکی به انسانهای دیگر و حتی نیکی به یک جاندار اعمّ از انسان یا حیوان را- زیرا لکلّ کبد حرّاء اجر- بدون هیچ چشم انتظاری انجام دهند، و حتی در عمق وجدان خود از آن جهت خدمت نکنند که چهره خود را در آیینه وجود محرومین میبینند، یعنی ترس از اینکه روزی چنین سرنوشتی داشته باشند عامل محرّک آنها نباشد، بلکه طوری انگیزه احسان و خدمت در آنها قوی باشد که اگر بدانند هیچ گونه سودی عاید آنها نمیشود و حتی یک نفر هم از کار آنها آگاه نمیگردد و احدی به آنها یک «بارک اللّه» هم نخواهد گفت باز هم آن کار خیر را انجام میدهند، و تحت تأثیر عادت و امثال آن هم نباشند، باید گفت در عمق ضمیر این انسانها نوری از معرفت خداوند هست، و به فرض اینکه به زبان، انکار کنند در عمق ضمیر اقرار دارند؛ انکارشان در واقع و نفس الامر انکار یک موهومی است که آن را بجای خدا تصور کردهاند و یا انکار یک موهوم دیگری است که آن را بجای بازگشت به خدا و قیامت تصور کردهاند، نه انکار خدا و معاد واقعی.
علاقه به خیر و عدل و احسان از آن جهت که خیر و عدل و احسان است، بدون هیچ شائبه چیز دیگر، نشانهای است از علاقه و محبت ذات جمیل علی الاطلاق؛ علیهذا بعید نیست که اینگونه کسان واقعاً و عملًا در زمره اهل کفر محشور نگردند، هر چند لسانا منکر شمرده میشوند. و اللّه اعلم.
ایمان به نبوّت و امامت
اکنون یک قسمت دیگر از مسأله را مورد بحث قرار میدهیم و آن این است که آیا غیر مسلمانان که موحّد و به قیامت معتقدند و برای خدا کار میکنند وضعشان چگونه است؟
در میان اهل کتاب مردمی یافت میشوند که نه مسیح را فرزند خدا میدانند و نه عزیر را، و نه ثنوی و آتش پرستند؛ نه میگویند المسیح ابن اللّه و نه میگویند عزیر ابن اللّه، و نه میگویند اهریمن خدای بدیها؛ به روز رستاخیز هم معتقدند. سرنوشت اعمال آنان چیست؟
در اینجا اکنون بحث ما درباره آن عده از مکتشفین و مخترعین و خدمتگزاران به بشریت که مادی و منکر خدا هستند و طبعاً انگیزههای عملی آنها از حدود مادیات