مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٤ - دنیا، مدرسه انسان
اگر انسان با اینهمه تجهیزات و ساز و برگها بازگشتی به سوی خدا، به سوی جهانی که میدان وسیع و مناسبی است برای این موجود مجهّز، نداشته باشد درست مثل این است که پس از عالم رحم، عالم دنیایی نباشد و تمام جنینها پس از پایان دوره رحم فانی گردند؛ اینهمه جهازات باصره و سامعه و شامّه و مغز و اعصاب و ریه و معده که به کار رحم نمیخورد و برای زندگی گیاهی رحم زائد است لغو و عبث آفریده شود و بدون استفاده از آنها رهسپار عدم گردد.
آری، مرگ، پایان بخشی از زندگی انسان و آغاز مرحلهای نوین از زندگی او است.
مرگ، نسبت به دنیا مرگ است و نسبت به جهان پس از دنیا تولّد است؛ همچنانکه تولّد یک نوزاد نیز نسبت به دنیا تولّد، و نسبت به زندگی پیشین او مرگ است.
دنیا، مدرسه انسان
دنیا برای بشر نسبت به آخرت مرحله تهیؤ و تکمیل و آمادگی است. دنیا نسبت به آخرت نظیر دوره مدرسه و دانشگاه است برای یک جوان، دنیا حقیقتا مدرسه و دار التربیه است.
در نهج البلاغه، بخش کلمات قصار، آمده است که شخصی آمد خدمت امیر المؤمنین علی (ع) و زبان به ذمّ دنیا گشود که دنیا چنین است و دنیا چنان، دنیا انسان را فریب میدهد، دنیا انسان را فاسد میکند، دنیا دغلباز و جنایتکار است، و از این قبیل سخنان. این مرد شنیده بود که بزرگان، دنیا را مذمّت میکنند، خیال کرده بود مقصود از مذمّت دنیا مذمّت واقعیت این جهان است، مقصود این است که جهان فی حدّ ذاته بد است، نمیدانست که آنچه بد است دنیاپرستی است، آنچه بد است دید کوتاه و خواست محدود است که با انسان و سعادت انسان ناسازگار است. علی (ع) به او فرمود: تو فریب دنیا میخوری، دنیا تو را فریب نمیدهد، تو بر دنیا جنایت وارد آوردهای، دنیا بر تو جنایت نکرده است ... تا آنجا که فرمود: دنیا با کسی که با صداقت رفتار کند صدیق است و برای کسی که آن را درک کند مایه عافیت است؛ دنیا معبد دوستان خدا، مصلّای فرشتگان خدا، فرودگاه وحی خدا، تجارتخانه اولیاء خداست ...
شیخ فرید الدین عطّار این داستان را به نظم آورده میگوید: