مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٣ - دنیا، رحم جان
ششها مورد استفاده او قرار میگیرد.
شگفت آور است که جنین تا در رحم است کوچکترین استفادهای از مجرای تنفس و ریهها نمیکند، و اگر فرضاً در آن وقت این دستگاه لحظهای بکار افتد، منجر به مرگ او میگردد؛ این وضع تا آخرین لحظهای که در رحم است ادامه دارد، ولی همینکه پا به بیرون رحم گذاشت ناگهان دستگاه تنفس بکار میافتد و از این ساعت اگر لحظهای این دستگاه تعطیل شود خطر مرگ است.
اینچنین، نظام حیات قبل از تولّد با نظام حیات بعد از تولّد تغییر میکند؛ کودک قبل از تولّد در یک نظام حیاتی، و بعد از تولّد در نظام حیاتی دیگر زیست مینماید.
اساسا جهاز تنفس با اینکه در مدت توقف در رحم ساخته میشود، برای آن زندگی یعنی برای مدت توقف در رحم نیست، یک پیشبینی و آمادگی قبلی است برای دوره بعد از رحم. جهازباصره و سامعه و ذائقه و شامّه نیز با آنمهمه وسعت و پیچیدگی، هیچکدام برای آن زندگی نیست، برای زندگی در مرحله بعد است.
دنیا نسبت به جهان دیگر مانند رحمی است که در آن اندامها و جهازهای روانی انسان ساخته میشود و او را برای زندگی دیگر آماده میسازد. استعدادهای روانی انسان، بساطت و تجرّد، تقسیم ناپذیری و ثبات نسبی «من» انسان، آرزوهای بیپایان، اندیشههای وسیع و نامتناهی او، همه، ساز و برگهایی است که متناسب با یک زندگی وسیعتر و طویل و عریضتر و بلکه جاودانی و ابدی است. آنچه انسان را «غریب» و «نامتجانس» با این جهان فانی و خاکی میکند همینهاست. آنچه سبب شده که انسان در این جهان حالت «نیی» داشته باشد که او را از «نیستان» بریدهاند، «از نفیرش مرد و زن بنالند» و همواره جویای «سینهای شرحه شرحه از فراق» باشد تا «شرح درد اشتیاق» را بازگو نماید همین است. آنچه سبب شده انسان خود را «بلند نظر پادشاه سدره نشین» بداند و جهان را نسبت به خود «کنج محنت آباد» بخواند و یا خود را «طایر گلشن قدس» و جهان را «دامگه حادثه» ببیند همین است.
قرآن کریم میفرماید:
افحسبتم انّما خلقناکم عبثا و انّکم الینا لا ترجعون [١].
«آیا گمان بردید که ما شما را (با اینهمه تجهیزات و ساز و برگها) عبث آفریدیم و غایت و هدفی متناسب با این خلقت و این ساز و برگها درکار نیست و شما به سوی ما بازگردانده نمیشوید؟»
[١]. مؤمنون/ ١١٥