مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٩ - مجموعه اضداد
سرمایهای است که در گردش است و سودهایی که تولید میکند رهین جریان و گردش آن است. اگر جهان، ثابت و لا یتغیر بود، مانند سرمایههای راکد میشد که نه سودی تولید میکند و نه زیانی ببار میآورد.
سرمایهای معین و مخصوص که در یک بازار به جریان میافتد، گاهی سود میآورد و گاهی زیان میبرد؛ اما اگر مجموع سرمایهها را در نظر بگیریم دیگر زیانی وجود ندارد و جریان سرمایهها حتما زاینده و فزاینده است.
در نظام جهان نیز بکار افتادن همه موادّ جهان که به وسیله فرمول قابلیت ماده و تضادّ صور انجام میگیرد قطعا سودآور است و جهان را به سوی کمال سوق میدهد.
در منطق دیالکتیک، «مسأله تضاد» با اهمیت فوق العاده تلقّی شده و مبنای جهانبینی دیالکتیکی قرار گرفته است. ولی خیلی قبل از ظهور این فلسفه، فلاسفه و عرفای اسلام، به اصل تضاد توجه کرده و نکات جالبی در این زمینه بیان کردهاند؛ و حتی از بعضی از منقولات حکمت یونان بدست میآید که توجه به این اصل در میان فلاسفه یونان نیز سابقه داشته است.
طنطاوی در تفسیر «الجواهر» [١] از سقراط نقل میکند که وی «اصل تضاد» را به عنوان دلیلی برای اثبات زندگی پس از مرگ بکار میبرده است.
طنطاوی مینویسد: زمانی که میخواستند سقراط را اعدام کنند، وی در لحظات آخر زندگی برای اثبات اینکه پس از مرگ زندگی دیگری وجود دارد چنین استدلال کرد:
«ما مینگریم که در جهان همواره ضدها از یکدیگر متولد میشوند: زیبایی از زشتی، عدالت از ستمگری، بیداری از خواب، خواب از بیداری، نیرومندی از ناتوانی و بالعکس ... هر چیزی از ضد خودش پدید میآید ... مرگ و زندگی و نیستی و هستی نیز مشمول همین قاعده کلی خواهند بود و به این دلیل باید از مرگ، یک زندگی دیگر بوجود آید و الّا قاعده عمومی طبیعت نقض میگردد.»
مولوی درباره پرورش اضداد در شکم یکدیگر، میگوید:
با خود آمد گفت ای بحر خوشی | ای نهاده هوشها در بیهشی | |
خواب در، بنهادهای بیداری ای | بستهای در بیدلی دلدادهای | |