مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٧ - مجموعه اضداد
به این معنی نیست که فهم لطیفتری دارند و چیزهایی را درک میکنند که دیگران درک نمیکنند؛ حساسیت آنها به این معنی است که در مقابل زیباییهای جهان، بیاحساس و کرخ و در مقابل سختیها زودرنج و کم مقاومتاند. چنین آدمهایی باید هم خودکشی کنند و چه بهتر که خودکشی کنند، ننگ بشرند و بهتر که اجتماع بشر از لوث وجودشان پاک گردد.
زمانی با شخصی آشنایی دوری داشتم و میپنداشتم از خوشبختترین انسانها است. هرگونه وسیله مادی زندگی به نسبت برای وی فراهم بود. پول و ثروت، پست و مقام، شهرت، همه را داشت. سخن از فرزند داشتن به میان آمد؛ گفت: من نمیخواستم و نمیخواهم که فرزند داشته باشم. پرسیدم: چرا؟ گفت: من که خودم در این دنیا آمدم کافی است، چرا اسباب رنج یک موجود دیگر را فراهم کنم؟ رنجهایی را که من کشیدهام او هم بکشد؟ ابتدا تعجب کردم، اما بعد که اندکی بیشتر با روح او آشنا شدم، فهمیدم که این بیچاره راست میگوید، وی در اینهمه ناز و نعمت جز رنج نمیبیند. معمولًا کسانی را که میپنداریم همه رنجها را از خود دور کردهاند بیش از همه رنج میبرند.
آری، مصائب و بلاها نعمتهای بزرگی هستند که باید در برابر آنها سپاسگزار خدا بود، نعمتهایی هستند که در صورت قهر تجلّی کردهاند؛ همچنانکه گاهی قهرهایی به صورت لطف، ظهور میکنند. از این قهرها به نوبه خود باید سپاسگزار بود. اما به هر حال باید متوجه بود که نعمت بودن نعمت، و نقمت بودن نقمت، بستگی دارد به طرز واکنش و عکس العمل ما در برابر آن. ما میتوانیم همه نقمتها را تبدیل به نعمت کنیم تا چه رسد به آنچه در لباس نعمت نیز ظهور میکند؛ و هم میتوانیم همه نعمتها را تبدیل به بلا و مصیبت کنیم، تا چه رسد به آنچه در لباس بلا و مصیبت برای ما میرسد.
مجموعه اضداد
از بحثهایی که در این بخش داشتیم به این نتیجه دست یافتیم که فرمول اصلی آفرینش جهان، فرمول تضادّ است و دنیا جز مجموعهای از اضداد نیست. هستی و نیستی، حیات و موت، بقا و فنا، سلامتی و بیماری، پیری و جوانی، و بالاخره خوشبختی و بدبختی در این جهان توأمند. به قول سعدی:
«گنج و مار و گل و خار و غم و شادی بهمند».
مولوی میگوید: