مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٤ - بلا و نعمت، نسبی است
بیاراده. از اینرو، یک چیز نسبت به دو شخص، وضع مختلفی مییابد، یعنی یک چیز برای یک نفر نعمت است، و همان چیز برای شخص دیگر نقمت. این است که میگوییم: «نعمت و بلا هر دو نسبی است.»
چیزی را باید بلا نامید که عقوبت معنوی الهی باشد؛ یعنی آثار بد عمل انسان.
این امور از آن جهت بلا و مصیبت واقعیاند که اولا معلول اراده و اختیار خود انسان هستند، و ثانیا مقدمه هیچ خیر و هیچ کمالی نیستند. مثلا قساوت قلب و سنگدلی برای انسان بلا است، چنانکه در روایت آمده است:
ما ضرب اللّه عبدا بعقوبة اشدّ من قسوة القلب. [١]
«خدا هیچ بندهای را به هیچ عقوبتی معاقب نکرده است که بالاتر از سنگدلی باشد.»
در قصص انبیاء آمده که مردی به شعیب پیغمبر (ع) گفت که چرا من اینهمه گناه میکنم و خداوند مرا عقوبت نمیکند؟ جواب آمد که تو گرفتار بدترین عقوبتها هستی و نمیدانی. مولوی این داستان را چنین بیان میکند:
آن یکی میگفت در عهد شعیب | که خدا از من بسی دیده است عیب | |
چند دید از من گناه و جرمها | وز کرم یزدان نمیگیرد مرا | |
حقتعالی گفت در گوش شعیب | در جواب او فصیح از راه غیب | |
که بگفتی چند کردم من گناه | وز کرم نگرفت در جرمم اله | |
عکس میگویی و مقلوب ای سفیه | ای رها کرده ره و بگرفته تیه | |
چند چندت گیرم و تو بیخبر | در سلاسل ماندهای پا تا به سر | |
زنگ تو بر توست ای دیگ سیاه | کرد سیمای درونت را تباه | |
بر دلت زنگار بر زنگارها | جمع شد تا کور شد ز اسرارها | |