ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٦٩ - ابدال
سال يكصد و چهل و هفت هجرت (١٤٧ ه) نزد جعفر بن سليمان عمّ منصور دوانيقى از وى سعايت شد، جعفر هم از روى غضب احضارش كرده و حكم به تازيانهاش نمود و يا بجهت فتوائى كه مخالف رأى سلطان بوده محكوم بتازيانه گرديد و در سال يكصد و هفتاد و چهارم يا هشتم يا نهم هجرت (١٧٤ يا ١٧٨ يا ١٧٩ ه قمرى) در مدينه وفات و در بقيع مدفون گرديد و كتاب الموطافى الفقه الاحمدى كه اساس مذهب مالكى بوده و يكى از صحاح سته اهل سنت است از همين صاحب ترجمه ميباشد و احمد رفعت گويد كه سه سال در شكم مادر توقف كردن از كرامات مالك است. (ص ١٣٩ ج ٢ ع و ١٠ ج ٢ كا و ٦٨٣ ت و ١٧٣ ج ٦ فع و ١٦٠ مط و ٤٧٣ جواهر الادب و ٢٨٠ ف)
ائمه ثلثه
در فوائد بهيّه گويد: ائمّه اربعه عبارت از چهار تن مذكور فوق ميباشد و اما ائمّه ثلثه محمد و ابو يوسف و ابو حنيفه است و امام اعظم هم در كتب حنفيه عبارت از ابو حنيفه بوده و لفظ امام در كتب تفسير و اصول و كلام در صورت اطلاق غالبا به فخر رازى اطلاق يابد و مراد از شيخين در كتب حنفيه، ابو حنفيه و ابو يوسف و از طرفين ابو حنيفه و محمد و مراد از صاحبين ابو يوسف و محمد است. (ص ٢٤٨ فوائد بهيه)
ابدال
از شعراى اوائل قرن سيزدهم هجرت و با فهيم افندى مؤلف سفينة الشعراء كه از تأليف آن در سال هزار و دويست و سى و سه فراغت يافته معاصر و نخست در اسپهان شغل عطارى داشته است و در پاسخ استفسار از تغيير وضع و حال گويد كه غزلى بعنوان عرض حال نوشته و در پيش دكانم به جوان ماهرويى كه دل افكار وى بودم دادم در همان حال مردى ترك براى خريد متاعى دم دكانم ايستاد، گفتم كه اندكى توقف كن تا خواستهات را بدهم پس در اثر بداخلاقى با چوبم زد و آن جوان هم اوضاع را چنان ديده راهى شد و دل كبابم گردانيد پس در آتش فراقش خون جگر بودم و در دم، دكان را خراب و خود را از لباس ناموس عريان و با دل بريان و ديده گريان نالهكنان رو به بيابان گذاشتم و نصايح اقوام و عشيرهام كارگر نشد و عاقبت سه ماه متوالى در دار المجانين زنجير در گردنم كردند باز هم كارگر نيامده و بحال خودم فروگذاشتند پس سه سال ديگر