ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٦٧ - بسمل شيرازى حاج على اكبر
داد، مرثيهاش گفته است.
(ص ٤٧٤ عم و ١٨٢ سفينه و ١٠ ج ٢ مع و ١٣٠٩ ج ٢ و ٢٨٩٦ ج ٤ س)
بسرى محمد بن حسان-
(يا حيّان) مكنّى بابو عبيد يا ابو عبد اللّه، از اكابر مشايخ اهل حال و بزرگان اوتاد و ابدال است، علم ظاهر و باطن را جامع بود و كرامات بسيارى بدو منسوب دارند، با ابو تراب نخشبى (متوفى در سال ٢٤٥ ه ق) و ذو النّون مصرى (متوفى در حدود ٢٤٥ ه ق) همسنگ ميباشد، در دمشق زندگانى كرده و تدريس مىنموده است و در اواخر قرن سوم هجرت در همانجا درگذشت.
بسر- بضم اوّل، ديهى است از اعمال حوران، از اراضى دمشق.
(ص ٥٥ ج ٣ مه)
بسطام[١]
بسطامى احمد بن امين الدين-
فقيه شافعى، از اكابر فضلاى عامّه كه در ديار نابلس، مفتى شافعيّه بود. شرح اربعين نوويه، شرح قصيده برده، كتاب المناهج البسطامية فى المواعظ السنية از تأليفات نافعه وى ميباشد و در هزار و صد و پنجاه و هفت هجرت (١١٥٧ ه قمرى) درگذشت. (ص ٨٢ ج ١ سلك الدرر)
بسطامى طيفور بن عيسى بن آدم-
در باب كنى، بعنوان ابو يزيد بسطامى، خواهد آمد.
بسطامى عبد الرحمن بن محمد بن على-
حنفّى المذهب، بسطامىّ المولد، مؤلف كتاب الادعية، كتاب الادوية الجامعة، شمس الافاق فى علم الحروف و الاوفاق و مناهج التوسل فى مباهج الترسل ميباشد و در سال هشتصد و پنجاه و هشت از هجرت درگذشته است. (ص ٥٦٤ مط)
بسمل شيرازى حاج على اكبر-
ملقّب به نوّاب، پسر آقا على، نقيب بن اسمعيل بن خليل خراسانى، از اكابر فضلا و علماى عهد ناصر الدين شاه
[١]- بسطام- شهرى است، در منتهاى جنوب شرقى خراسان از ولايات ايران كه در ميان قهستان و كرمان واقع ميباشد، بعضى از منسوبين آنرا مينگارد.