ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢١ - مقدمه كتاب بقلم مؤلف
نيز از لفظ اب و ابن و ام و بنت صرفنظر كرده و مدخول آنها مورد همان ترتيب مذكور در القاب است.
ب- چون الف و لام كه در اغلب استعمالات بعضى از كلمات متداوله در كار است محل زوال بوده و مدخولش گاهى بىآن هم استعمال مىشود لذا در مقام ترتيب الغايش كرده و منظورش نداشتيم مثلا ابن العميد را بملاحظه اينكه غالبا ابن عميد هم گويند و نويسند (خصوصا در استعمالات پارسىزبانان) از الف و لامش صرفنظر كرده و در رديف (ابن ع م) نگارش داديم نه (ابن ال) يا (ابن ل) و هكذا.
ج- در ترتيب كلمات رسم خط و كتابت را كه نخستين محل توجه است ملحوظ خواهيم داشت نه لفظ و عبارت كه غالبا در مرحله دومى مورد توجه ميباشد و روى همين اصل لفظ خواجه را مثلا در (خ و ا) نگارش خواهيم داد نه (خ ا) چنانچه سليقه بعضى از اهل فنّ است.
د- در اهميّت علم تاريخ- بديهى است كه علم تاريخ و دانستن اطوار و ادوار زندگانى پيشينيان بويژه طبقات علما و اهل فضل و دانش از ايشان از مهمات عقليّه و نقليّه بوده و يك قسمت عمده از آيات شريفه قرآنى بهمين موضوع تخصيص داده شده و قلم و رقم از احصاى مزاياى آن قاصر و همين بس كه احياى آثار پيشينيان و سلف تأمين حيات آيندگان و خلف و بمثابه احياى خودشان و بهترين وسيله تجربه و عبرت ايشان است و توان گفت كه در حقيقت عمر ايشان را با عمر خود توأم كردن و چندين عمر بر عمر خود افزودن است و قاضى ناصح الدّين ارجانى احمد بن محمد كه در همين كتاب بعنوان ارجانى بترجمه حال او خواهيم پرداخت در اهميت اين موضوع گويد:
بالفكر في الأمم الماضين تحسبه |
كانما عاش فيهم تلكم المددا |
|
و الذكر فى الأمم الباقين صيره |
كانّما هو موجود و ما فقدا |
|
فليس الاعلى ذا الوجه لو نظروا |
يصح معنى لقول المرء عش ابدا[١] |
|