ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٧٢ - بقار حسن بن داود بن حسن
دهم يا پانزدهم يا شانزدهم هجرت (٥١٠ يا ٥١٥ يا ٥١٦ ه قمرى) در مرورود وفات يافت و مولدش شهر بغ يا بغشور، مابين مرو و سرخس و هرات ميباشد و در مقام نسبت بدانجا بغوى گفتن شاذّ و مخالف قياس است.
(ص ١٣٤ ج ٤ مه و ١٥٩ ج ١ كا و ١٠٧ هب و ٥٧٣ مط و ٣٣٥٠ ج ٥ س و ٢١٤ ج ٤ طبقات الشافعية)
بغوى عبد اللّه بن محمد بن عبد العزيز-
مكنّى بابو القاسم، از محدّثين عامّه ميباشد كه در زمان خود محدّث عراق بود، از احمد بن حنبل، ابن المدينى، مشايخ مسلم، بخارى و مشايخ بسيارى ديگر روايت كرده است.
عمرى دراز نمود بحدّى كه مرجع استفاده آبا و اولاد بلكه اجداد و احفاد بود. كتاب السنن على مذاهب الفقهاء، كتاب المسند، كتاب معجم صغير و كتاب معجم كبير در صحابه، از تأليفات او است و در سال سيصد و هفده از هجرت (٣١٧ ه قمرى) در يكصد و سه يا چهار سالگى درگذشت.
(ص ٣٢٥ ف و ١٠٧ هب)
بغوى محمد بن عبد الصمد دقاق-
بغدادى، مكنّى بابو الطيّب، معروف به بغوى، خالهزاده عبد اللّه بن محمد بغوى مذكور در بالا و از مشاهير محدّثين عامه بود. به پنج واسطه از جابر بن عبد اللّه از حضرت رسالت پناهى ص روايت كرده كه آن حضرت روز حديبيه دست حضرت امير المؤمنين ع را گرفته و ميفرمود:
هذا امير البررة و قاتل الفجرة، منصور من نصره، مخذول من خذله و صدا بلند كرده ميفرمود: انا مدينة العلم و علىّ بابها فمن اراد البيت فليأت الباب بغوى، در ماه جمادى الاولى از سال سيصد و نوزده از هجرت (٣١٩ ه قمرى) درگذشت.
(ص ٣٧٧ ج ٢ تاريخ بغداد)
بقائى ابراهيم بن عمر-
بعنوان سلفى ابراهيم بن عمر، مذكور خواهد شد.
بقار حسن بن داود بن حسن-
قرشى، نحوى، قارى، معروف به بقار، در سال سيصد و پنجاه و دو از هجرت (٣٥٢ ه قمرى) وفات يافت، در علم نحو حاذق و در اصول تجويد و قرائت قرآن متفرد بود، قرآن مجيد را با الحان متفرّقه ميخواند. كتاب قرائة الاعشى، كتاب اللغة در مخارج حروف و اصول نحو از تصنيفات