ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٢٩ - جمل سليمان بن عمر بن منصور
جمل ابراهيم بن زين الدين-
نخجوانىّ الاصل، دمشقىّ المولد و المسكن و المدفن، ملقّب به جمل، از علماى قرن يازدهم هجرت ميباشد كه در فقه و فنون ديگر مهارتى بسزا داشت، بالخصوص در طبّ رنجها كشيده و گنجها برده و برياست جمهور اطبّا و نيابت محكمه دمشق نايل شده است. درميان او و قاضى محمد بن حسين بن عين الملك صالحى كه به قاق شهرت دارد منافسات و معارضاتى بود، وقتى قاضى حيلتى انديشيد كه وسائل فضيحت ابراهيم جمل را فراهم سازد ولى ابراهيم، بكيد او واقف شد و بخصومت برخاست و از هردو طرف سخنان ناشايست بميان آمد پس اديب وقت، ابراهيم بن محمد اكرمى (كه شرح حالش را نگارش دادهايم) در هجو ايشان سه شعر گفته، از ابراهيم به جمل، و از قاضى به قاق تعبير نمود كه اوّلى بمعنى شتر نرينه و دوّيمى بمعنى مرغى است آبى و درازگردن، اينك اين دو كلمه در دمشق لقب مشهورى آن دو عالم گرديد و آن سه شعر اين است:
انظر الى حال الزما |
ن و ما اعتراه من الخلل |
|
القاق مد جناحه |
شركا ليصطاد الجمل |
|
فجرى بذالك بينهم |
حرب و لا حرب الجمل |
|