ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤١٢ - جعفى جابر بن يزيد بن حرث بن عبد يغوث
فرقه است ٦- القرائات ٧- المختصر در نحو ٨- المذكر و المؤنث ٩- معانى القرآن ١٠- المقصور و الممدود ١١- الناسخ و المنسوخ و غير اينها و در سال سيصد و بيست و اند از هجرت درگذشت. (ص ٢٥٠ ج ١٨ جم و ٤٧ ج ٣ تاريخ بغداد)
جعفرى جعفر بن ابراهيم-
هاشمى مدنى، شرح حالش موكول بكتب رجاليه است.
جعفرى داود بن قاسم-
بعنوان ابو هاشم در باب كنى خواهد آمد.
جعفرى سليمان بن جعفر-
مصطلح رجال بوده و تحقيق آن موكول بكتب رجاليه است.
جعفرى صالح بن حسين-
كنيهاش ابو البقاء، از افاضل قرن هفتم هجرت ميباشد و كتاب البيان الواضح المشهود من فضائح النصارى و اليهود و كتاب تخجيل من حرف التوراة و الانجيل از تأليفات او است. وى در سال ششصد و هيجده از هجرت در قيد حيات بوده چنانچه در معجم المطبوعات گفته ولى مأخذى بيان نكرده است. در كشف الظنون نام كتاب دويمى مذكور را تخجيل من حرف الانجيل نوشته و گويد كه ابو الفضل مالكى در سال (٩٤٢ ه ق) نهصد و چهل و دوم هجرت آن را منتخب كرده است. شرح حال مؤلف در جايى ديگر بنظر نرسيده و محتاج به تتبّع است.
(كف و ص ٧٠١ مط)
جعفى[١]
جعفى جابر بن يزيد بن حرث بن عبد يغوث-
ازدى جعفى تابعى، پيشواى مفسّرين ميباشد، تفسير را از حضرت باقر عليه السلام فراگرفت و از كسانى است كه از همهكس بريده و بدان امام عالىمقام پيوسته و از آن حضرت و
[١]- جعفى- بضم اول، پدر قبيلهايست در يمن و در مقام نسبت هم جعفى گويند و يا خود پدر آن قبيله جعف بن سعد بوده و فقط در مقام نسبت، جعفى اطلاق ميكنند. در اصطلاح رجالى اسمعيل بن جابر و اسمعيل بن عبد الرحمن و چند تن ديگر را گويند، در اينجا فقط بشرح حال دو تن از ايشان پرداخته و شرححال ديگران را موكول بكتب رجاليه ميداريم.