ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٤٥ - جهمى ابو عبد اللّه، احمد بن محمد
جهشيارى ابو عبد اللّه محمّد بن عبدوس-
از نويسندگان و مترسّلان بود، كتابهائى تأليف داده كه از آن جمله است كتاب الوزراء و الكتاب زمانش بدست نيامد لكن پيش از ابن النديم (متوفى بسال ٣٨٥ ه ق) بوده است.
(ف و كشف الظنون)
جهضمى نصر بن على بن نصر بن على بن صهبان-
جهضمى بصرى، مكنّى بابو عمرو، از اهل حديث عامّه ميباشد كه از بصره ببغداد آمده و و از عبد اللّه بن احمد بن حنبل و ابو معشر دارمى و مشايخ بسيارى روايت كرده است.
بچند واسطه از حضرت رسالت ص روايت نمود كه آن حضرت دست حسنين ع را گرفته و فرمودند: هركه اين دو ولد من و پدرشان و مادرشان را دوست دارد روز قيامت با من همدرجه خواهد شد، نصر بن على بعد از نقل اين حديث از طرف متوكّل عباسى محكوم بهزار تازيانه گرديد تا آنكه مكشوف شد از اهل سنّت است، پس عفوش نمودند و حقوقش را افزودند و نصر، در سال ٢٥٠ ه قمرى درگذشت.
در قاموس گويد: جهضم، شير درنده، مردم بزرگسر و گردروى را گويند و نيز نام شخصى است. نگارنده گويد: نصر را جهضمى گفتن شايد بجهت اتصاف بيكى از آن اوصاف بوده و يا يكى از پدران او جهضم نام داشته است. (ص ٢٨٧ ج ١٣ تاريخ بغداد)
جهمى ابو عبد اللّه، احمد بن محمد-
بن حميد بن سليمان بن عبد اللّه بن ابى جهم بن حذيفه عدوى، از قبيله بنى عدى بن كعب بود و بجهت انتساب بجدّ عاليش ابو جهم، معروف به جهمى ميباشد. اديبى است شاعر تاريخى اخبارى انسابى كه در مطاعن بعضىها كتابهائى نوشته است، درميان او و گروهى از عامّه مشاجره واقع شد و بهمين جهت اسلاف ايشان را با اقبح قبائح و عباس را با جلالت و عظمت ياد كرد، بدينجهت از طرف متوكّل عباسى (٢٣٢- ٢٤٧ ه ق) محكوم بصد تازيانه شد و بعد از زدن تازيانه در حق ابراهيم بن اسحق كه مأمور اين عمل بوده گفت:
تبرى الكلوم و ينبت الشعر |
و لكل مورد علة صدر |
|
و اللوم فى الاتراب منبطح |
لعبيده ما اورق الشجر |
|