ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٣٤ - تسترى مولى عبد اللّه بن حسين
يا دويست و يك در تستر، وفاتش در سال دويست و هفتاد و سه يا دويست و هشتاد و سه از هجرت (٢٧٣ يا ٢٨٣ ه ق) در بصره واقع شد، كتاب تفسير قرآن العظيم كه در سال ١٣٢٦ ه قمرى در مصر چاپ شده از او است. در سبب تصوّف و قدم بسيروسلوك گذاشتن وى گويند، خال او محمد بن سوار، بدو گفت كه آيا خدا را ذكر نميكنى؟ گفت چطور ذكر كنم، گفت هرشب وقتى كه بيدار شده و در جامه خواب خود حركت ميكنى سه مرتبه با ذكر قلبى خفى، نه زبانى، بگو اللّه معى، اللّه ناظرى، اللّه شاهدى پس چند شب همچنين كرد و بخال خود خبر داد گفت، هرشب هفت بار بگو، پس بدستور وى عمل كرد، بعد از چند روز دستور به يازده مرتبه صادر شد، در اين مرتبه صورتى از ذكر خدايتعالى در قلب خود احساس نمود پس دستور مداومت بر آن داد كه سود دنيا و آخرت در آن است، اينك موافق دستور، عمل ميكرد و با حلاوت ذكر پروردگارى شيرينكام ميبود تا آنكه روزى بدو گفت، يا سهل، كسيكه خدا با او و شاهد او بوده و از اسرار و رفتار و گفتار او خبير و بظاهر و باطنش ناظر باشد روا نيست كه عصيانش كنى پس در اثر اين كلام او، قدم بطريقت حقّه گذاشت. (ص ٣٢٤ ت و ٦٣٥ مط و ٢٣٢ ج ٢ نى و ٣٧٧ عم)
تسترى مولى عبد اللّه بن حسين-
تسترى، از اكابر علماى نامى اماميّه، مروّج الملّة و الدّين، مربّى الفقها و المحدّثين، تاج الزّهّاد و السّالكين، بسيار عابد و زاهد و با ورع و تقوى، قائم الليل و صائم الدهر بود، هيچكدام از نوافل از وى فوت نميشد، در خوراك و پوشاك خود فقط بسد رمق و اقلّ قليل قانع بود، بيشتر اوقات با مطبوخ غيرگوشتى ميگذرانيد و همهشب جمعى از اهل علم و صلاح و تقوى در خدمت وى ميبودند. در كمالات نفسانى و ترك لذايذ دنيوى بمقامى بس عالى رسيد، در حدود سى سال در نجف و كربلا اقامت كرد. از انفاس قدسيّه مقدّس اردبيلى استفاضهها كرد، اصول و اخبار و رجال را بدرجهاى متقن ساخت كه مافوق آن متصور نبود، علاوه بر مقدّس اردبيلى، از احمد بن نعمت اللّه بن على و پدرش نعمت اللّه هم (كه شرححال هردو بعنوان ابن خاتون خواهد آمد) درس خواند و از همه ايشان اجازه داشته