ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٩٦ - بهار ميرزا نصر اللّه خان
سنجار- بكسر اوّل، ديهى است در مصر و شهرى است از بلاد جزيره در سه منزلى موصل.
(ص ٣٧ ج ١ كا و ١٣٩ ج ٤ مه)
بهاء الشرف
سيد اجلّ، نجم الدين ابو الحسن، محمد بن حسن بن احمد كه نامش در اوّل صحيفه سجاديّه مشهوره مذكور است، عميد الرؤسا و شيخ على بن سكون و شيخ محمد بن مشهدى و جمعى ديگر از علما از وى روايت كردهاند.
(كتب رجاليه و ص ١١٠ هب)
بهائى
در صورت اطلاق و نبودن قرينه، همان بهاء الدين محمد بن حسين است كه بعنوان شيخ بهائى خواهد آمد.
بهائى آملى
رجوع بعنوان بهاء الدين آملى نمايند.
بهائى شيرازى
در ضمن ترجمه حال پدرش ميرزا سيد رضى، بعنوان بلنداقبال ذكر شد.
بهائى عاملى
همان بهاء الدين محمد بن حسين است كه بعنوان شيخ بهائى خواهد آمد.
بهار
پيك چند نامى است از فضلاى ادباى هند كه بهمين لقب بهار ملقّب است و مؤلف كتاب بهار عجم در لغت فارسى ميباشد كه مدّت بيست سال در تأليف و نگارش آن زحمت كشيده و در سال هزار و صد و پنجاه و دو بپايانش رسانده است و تاريخ مزبور مطابق جمله (يادگار فقير حقير بهار) ميباشد و همين كتاب دو مرتبه در هند چاپ شده است. (ص ١٥٨ ج ٣ ذريعه)
بهار ميرزا محمد على-
دارابى، پسر ميرزا اسحق شيخ الاسلام، از اكابر بروجرد و بقضاوت مشغول بود، مانند پدر منصب شيخ الاسلامى داشت و در حدود سال هزار و دويست و شصت از هجرت (١٢٦٠ ه قمرى) درگذشت.
(ص ١٠٣ عم)
بهار ميرزا نصر اللّه خان-
شيروانى، در جوانى بنظر تجارت و سياحت بهندوستان رفت، سالها در آنجا توقف نمود و در سال ١٢٧٥ ه ق با رضا قلى خان هدايت در تهران ملاقات كرد. ديوانى مركب از پارسى و تركى و دو مثنوى