ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤١٥ - جلال عضد
جلال الدين سيوطى عبد الرحمن
بهمين عنوان سيوطى عبد الرحمن بن ابى بكر نگارش خواهيم داد.
جلال الدين [عضد]
عضد، بعنوان جلال عضد خواهد آمد.
جلال الدين [عطاء اللّه]
عطاء اللّه، بعنوان صاحب روضة الاحباب خواهد آمد.
جلال الدين عمر بن محمد-
همان جلال الدين خجندى است و بعنوان خبازى خواهد آمد.
جلال الدين [قزوينى]
قزوينى، محمد بن عبد الرحمن است و بعنوان خطيب دمشقى خواهد آمد.
جلال الدين
محلى يا محمد بن احمد بعنوان محلى نگارش خواهيم داد.
جلال الدين محمد بن بهاء الدين محمد-
بعنوان مولوى معنوى خواهد آمد.
جلال الدين محمد بن اسعد-
بعنوان دوانى نگارش خواهد يافت.
جلال الدين محمد بن عبد الرحمن-
بعنوان خطيب دمشقى مذكور خواهد شد.
جلال الدين مولوى-
بعنوان مولوى معنوى نگارش خواهيم داد.
جلال شيروانى يا جلال طبيب يا جلال طبيب
كه حكيم جلال نيز گويند از اطبّا و حكما و شعراى ايرانى ميباشد، در شيراز بشاه محمد مظفّر و شاه شجاع انتساب داشته و منظومهاى بعنوان گل و نوروز دارد كه در سال هفتصد و سى و چهار از هجرت نظمش كرده، در طبّ و حكمت نيز دستى توانا داشت و از اشعار او است:
از اين ديار برفتيم و خوش ديارى بود |
بآب ديده بشستيم اگر غبارى بود |
|
جلال رفت و ترا بعد از اين شود معلوم |
كه آن شكسته مسكين چگونه يارى بود |
|