ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٠٥ - اوردوبادى ابو القاسم بن محمد تقى بن محمد قاسم
ديات، صلوة، صيد و ذباحه، طهارت، قصاص، قضا، متاجر، مواريث، نهى از منكر و ديگر ابواب فقهيّه و علم كلام و اصول و فقه و غيرها موفّق شد و كتابهاى السهام النافذة فى رد البابية، الشهاب المبين فى اعجاز القرآن و اصول الدين، الشهب الثاقبة در ردّ قول بوحدت وجود و قبسات النار فى رد الفجار از تأليفات او ميباشد. از شيخ محمد طه نجف اجازه روايت و از فاضل شرابيانى و شيخ زين العابدين مازندرانى و شيخ لطف اللّه مازندرانى و ميرزا محمد حسن شيرازى اجازه اجتهاد داشت. در پنجم شعبان هزار و سيصد و سى و سه از هجرت (١٣٣٣ ه قمرى) در اثناى مسافرت دويمى مشهد مقدّس رضوى، در همدان وفات يافت و بفاصله چند سال، فرزند ارجمندش آقاى ميرزا محمد على جنازهاش را بنجف نقل داد و در يكى از حجرات صحن مقدّس مرتضوى مدفون گرديد. پوشيده نماند كه فرزند مذكور صاحب ترجمه نيز كه از اصدقاى حقيقى اين نگارنده بوده و اكنون در نجف مقيم ميباشد، عالمى است عامل، فاضل كامل، اديب يگانه، دانشمند فرزانه، جامع كمالات نفسانيّه عاليه، داراى قريحه شعريّه صافيّه. موافق آنچه بعد از درخواست اين نگارنده در ترجمه اجمالى حال خودش نگاشته است در يازدهم رجب هزار و سيصد و دوازده هجرى قمرى در تبريز متولد شد و در چهار سالگى در خدمت والد معظّم خود بنجف رفت و ادبيّات معمولى را از افاضل آن ارض اقدس ياد گرفت تا آنكه در حوزه درس استدلالى والد ماجد حاضر شد، بعد از رحلت وى در حوزه درس آقاى ميرزا على آقا شيرازى، شريعت اصفهانى، حاج شيخ محمد حسين اصفهانى حاضر گرديد و بيشتر از همه از نابغه عصر خود آقا شيخ جواد بلاغى آتى الترجمه استفاده نموده است. كتاب الانوار الساطعة فى تسمية حجة اللّه القاطعة و كتاب سبك النضار فى شرح حال المختار و منظومهاى در وقايع روز عاشورا و منظومهاى در استقبال الفيه ميرزا محمد تقى نيز تبريزى از آثار قلمى او ميباشد. در تقريرات مشايخ خود و حلق اللحية ورد بهائيّه و نقد بر ابن بليهد قاضى و هابيّه نيز تأليفات ديگرى دارد، غالب اشعارش عربى و درباره خانواده عصمت و ديگر مقاصد دينيّه است، شعر پارسى كمتر گفته و از زياده بر سى تن از مشايخ عصر خود روايت كرده و اكنون در قيد حيات است و فقه اللّه للخدمات الدينيّه.
(تقريرات خود آقا ميرزا محمد على فوق)