ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٢٩ - بحرانى ابراهيم بن على
جدّ عالى دوازدهمين وليد ميباشد.
(ص ١٥٩ ج ٢ ع و ٢٤٨ ج ١٩ جم و ٣٠٨ ج ٢ كا و ٥٢٩ مط و ٢٢٨ لس و ٤٦ ج ٢ فع)
بحترى هيثم بن عدى بن عبد الرحمن-
طائىّ القبيلة، كوفّى الولادة و النشأة، بغدادى الاقامة، ابو عبد الرحمن الكنية، بجدّ عالى دوازدهمين خود بحتر بن عنود نسبت دارد، مجدّثى است مورخ، كه از كلمات و لغات و اشعار عرب بسيار نقل كرده است، اسرار و معايب نهانى مردمرا آشكار مينمود و برأى خوارج مىرفت. علماى رجال، با عبارات مختلف، از قبيل كاذب بودن، متروك الحديث بودن، موثق نبودن و مانند اينها موصوفش مىدارند و تأليفاتى بدو منسوب است:
١- اخبار الحسن بن على بن ابيطالب و وفاته ٢- الخوارج ٣- طبقات الفقهاء و المحدثين ٤- المثالب ٥- هبوط آدم. با منصور و مهدى و هادى و رشيد مجالست داشت و از ايشان روايت نموده است. در مروج الذهب از همين هيثم نقل كرده است كه با عبد اللّه بن على، عموى سفاح و منصور، در شام و غيره قبور بنى اميّه را نبش كردند و استخوانهاى ايشان را سوزاندند، تا آنكه قبر يزيد بن معاويه را نبش كردند و فقط استخوانى ديدند و در لحد وى خط سياهى بطول لحد كه گويا با خاكسترش كشيده بودند، مشاهده شد. هيثم در اول محرّم دويست و شش يا هفت يا نه از هجرت (٢٠٦ يا ٢٠٧ يا ٢٠٩ ه قمرى) درگذشت. (ص ٣٤٢ ج ٢ كا و ٥٠ ج ١٤ تاريخ بغداد)
بحترى يحيى بن وليد-
در بالا ضمن شرححال پدرش، بحترى وليد، مذكور شد.
بحرانى[١]
بحرانى [ابراهيم بن على]
ابراهيم بن على بعنوان ابو الرياض، در باب كنى مذكور خواهد شد.
[١]- بحرانى- چنانچه در ضمن ترجمه احسائى اشاره شد منسوب به بحرين است كه در مقام نسبت بآن بحرانى گويند، گويا بحرى نگفتن (چنانچه مقتضاى قاعده است) بجهت رفع اشتباه بمفرد بودن است و بحرينى نگفتن هم بجهت رفع توالى كسرات ميباشد كه حرف (ى) در حكم كسره بلكه دو كسره است. بهرحال چندى از معروفين بهمين عنوان (بحرانى) را مىنگارد.