ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٤٠ - جوهرى عباس بن سعيد
نموده و مختار الصحاحاش نام كرده و همين جمال الدين قرشى ابو الفضل محمد بن عمر بن خالد، تلخيص و بپارسى ترجمهاش نموده و الصراح من الصحاح نامش كرده و غير اينها بسيار است. همين جمال الدين از دانشمندان قرن هفتم هجرت بوده و دو كتاب ديگر هم بنام القراح بتكميل الصحاح و نور الصباح فى اغلاط الصحاح دارد كه تاريخ وفاتش بدست نيامد. كتاب صراح مذكور او در سال ٦٨١ ه ق تأليف و بارها در تهران و كلكتّه چاپ شده و كتاب نور الصباح نيز در هند بطبع رسيده است.
(ص ١١٠ ت و ١٢١ هب و ١٥١ ج ٦ جم و ٧٢٣ مط و ٣٠٩ ج ٢ ع و ١٨٥٣ ج ٣ س و غيره)
جوهرى حسن بن على بن جعد-
در ضمن شرححال پدرش جوهرى على بن جعد مذكور است.
جوهرى زرگر-
چنانچه در بالا اشاره شد تخلّص شعرى يكى از شعراى ايرانى است و بنوشته بعضى جوهرى زرگر، همان جوهرى ميرزا مقيم، مذكور در بالا است و بهرحال نظر به علو فطرت و همّت كه داشته شغل زرگرى را ترك گفته بهندوستان رفت، در هرات بخدمت حسنخان شاملو رسيد. شاعرى سخنشناس، شاگرد اديب صابر (متوفى بسال ٥٤٦ يا ٥٤٧ ه ق) و در اصل بخارائى بود، بعزم سياحت باصفهان رفته با شعرا آميخت، مال و ثروت اندوخته و هم در آنجا درگذشت. اشعارش نيكو و قصيده خمريّه او مشهور و از ابيات همان قصيده است.
زان پيش كافتاب سر از كوه برزند |
بايد ميى ببوى گل و رنگ ارغوان |
|
معيار عقل و داروى خواب و فروغ روى |
درمان درد و قوّت شخص و غذاى جان |
|
اصل سخا و عنصر مردى و ذات حسن |
عين تواضع و تن لطف و سر بيان |
|
دارد بگاه آنكه كنى رنگش آزمون |
باشد ببوى آنكه كنى بويش امتحان |
|
تا جوهرى زرگر جام شراب بر |
نوشد بياد مجلس بزم خدايگان |
|