ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٤٩ - چلبى بيگ
باب «چ»
(پارسى)
چاكر
رجوع بشرح حال هدايت و غازى مازندرانى نمايند.
چغمينى محمود بن محمد بن عمر-
از اكابر علماى هيئت و رياضى قرن نهم هجرت ميباشد و تأليفاتى دارد:
١- قانونچه طب ٢- الملخص در هيئت كه سيّد شريف جرجانى و ديگر اكابر، شرحهاى بسيارى بر آن نوشته و اشهر از همه شرح فاضل رومى است كه درميان فضلا دائر و از كتابهاى درسى معمولى بوده و بشرح چغمينى معروف است و در سال ١٣١١ ه ق در تهران چاپ سنگى شده و در هند نيز بطبع رسيده است و سال وفاتش بدست نيامد. چغمين، نام يكى از قراء خوارزم است. (ص ١٨٧٦ ج ٣ س و ١١٩ هب و ٧٠٢ مط)
چلبى[١]
چلبى شيخ احمد-
بعنوان انقروى شيخ احمد مذكور شد.
چلبى بيگ
بعنوان علّامه چلبى خواهد آمد.
[١]- چلبى- اين كلمه، با اينكه مشهور و در السنه ارباب فضل و هنر دائر است ريشه و معنى آن مجمل و مبهم بوده و بعضى آن را بزبان كردى و مغولى منسوب دارند در فوائد البهية گويد: چلبى با دو فتحه و چ و پ هردو پارسى، عنوان مشهورى جمعى از علماى روم ميباشد مثل حسن چلبى محشى مطول، يوسف بن جنيد چلبى صاحب ذخيرة العقل، عبد القادر چلبى و غير ايشان پس گويد، اينكه بعضى آن را به بلده و مانند آن منسوب دارند اشتباه و دور از حقيقت است. موافق آنچه سخاوى تصريح كرده، چلبى لفظى است رومى بمعنى سيدى اينست كه در بلاد ما بجاى ملا و مولانا و سيدى و سيدنا، درباره علما استعمالش مىكنند چنانچه لفظ پاشا براى تعظيم علماى روم است. از ابن بطوطه نقل است كه لفظ چلبى، يونانى الاصل و بمعنى سيدى و*