ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٢٠ - بازاشهب يا بازالله عبد القادر گيلانى
با ابن الهبارية كه شرح حالش در باب كنى خواهد آمد، كمال مصاحبت و يگانگى داشت، لطائف و مزاح بسيارى درميان ايشان وقوع يافته است. بارع، بنوشته بعضى از اكابر، شيعه و از خانواده وزارت ميباشد، كه جدّ او قاسم بن عبد اللّه يا عبيد اللّه، وزير معتضد و مكتفى بود و در اوقات وزارت خود، ابن الرومى را كه شرح حالش در باب كنى خواهد آمد مسموم گردانيد، امّا دبّاس (بر وزن عبّاس) كه بعربى بمعنى دوشابفروش است، بنا بظاهر عبارت روضات و ابن خلكان، صفت خود حسين بن محمد است و ظاهر عبارت فاضل محدّث معاصر، (كه صاحب ترجمه را به ابن الدباس عنوان كرده) آنكه، صفت يكى از پدران او ميباشد و اوّلى اقرب بصحت است. وفات بارع در هفدهم جمادى الاخراى سال پانصد و بيست و چهارم هجرى قمرى در هشتاد و يك سالگى واقع گرديد.
(ص ١٤٧ ج ١٠ جم و ٢٤٨ ت و ١٧٤ ج ١ كا)
بارع زوزنى اسعد بن على-
بعنوان زوزنى نگارش خواهيم داد.
بازاشهب ابو العباس احمد بن عمر بن سريج-
فقيه شافعى، قاضى شيرازى، از اعاظم فقهاى شافعيّه ميباشد، در بغداد كه مسقط الرأس او بوده بهمين لقب شهرت داشته است، ديرگاهى عهدهدار قضاوت شيراز بود، بتأليفات بسيارى كه تا بيشتر از چهارصد كتاب گويند، موفق آمد، در تسديد و تحكيم مبانى مذهب شافعى و ترجيح آن بر مذاهب ديگر اهتمام داشت، فقه را از ابو القاسم انماطى كه شرح حالش را نوشتيم ياد گرفت و اغلب فقهاى عصر نيز از وى فراگرفتهاند، او را بر مزنى و جميع اصحاب امام شافعى مقدّم دارند. ابو حامد اسفرايينى گويد كه با ابو العباس در ظواهر فقه هم قدم توانيم شد نه در دقائق آن و در بيست و پنجم ماه ربيع الاول يا جمادى الاولى از سال سيصد و شش از هجرت (٣٠٦ ه ق- ٩١٧ م) در بغداد درگذشت.
(ص ١٧ ج ١ كا و ٣٦ ج ١ فع و ٥٧ ت و ٥٧ ج ١ اغانى و ٨٧ ج ١ طبقات الشافعية)
بازاشهب يا بازالله عبد القادر گيلانى-
در تحت عنوان محيى الدين، عبد القادر بن ابى صالح، نگارش خواهد يافت.