ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٤٤ - بديعى دمشقى يوسف
مينمود و عينا قرائت ميكرد، هرگاه نظم قصيدهاى يا انشاء رسالهاى را تصميم ميداد در همان دم، بدون تكلّف انشا مىنمود، بسا بودى، مكتوبى را كه نوشتن آن را در نظر مىگرفت از سطر آخرش شروع ميكرد و بترتيب معكوس مىنوشت و باوّلش ميرسانيد.
كتاب مقامات او كه معروف به مقامات بديع الزمان است مشهور هر ديار ميباشد و نخستين قدمى است كه در اين موضوع برداشته شده است، ديگر اكابر از حريرى و غيره كه در مقامات نگارى قدمى برداشتهاند بدو اقتفا جستهاند، خود حريرى، در ديباچه مقامات خود، بمقامات بديع الزمان معترف و به تأسىّ كردن بدو اذعان مينمايد. بديع الزمان را علاوه بر كتاب مقامات مذكور ديوان شعرى هم بوده است، رسائل و مكاتيب و منشآت وى هم در يك مجلّد جمع و بنام رسائل بديع الزمان بارها چاپ شده و كتاب الامالى را هم بدو منسوب دارند و ظاهرا همان كتاب مقامات است. بالجمله مراتب علمى و فضلى بديع الزمان، بالاتر از آن است كه اين مختصر گنجايش آنها را داشته باشد، مشاجرات ادبى او با ابو بكر خوارزمى و فائق آمدن او مشهور و در معجم الادبا و ديگر كتب تراجم مذكور است. روز جمعه يازدهم جمادى الاخراى سال سيصد و هفتاد و هشت يا نود و هشت هجرت (٣٧٨ يا ٣٩٨ ه قمرى) در هرات مسموما وفات يافت و يا موافق نوشته بعضى ديگر از ارباب تراجم، سكته كرده و بزعم موت، دفنش كردند، در قبر بهوش آمد و صداى وى بگوش اهالى رسيد، بعد از نبش قبر ديدند كه دست بر ريش دارد و از هول قبر جان داده است. افاضل وقت، مرثيههاى بسيارى در حقّ وى گفتهاند.
(ص ١٨٩٥ مط و ١٢٨٧ ج ٢ س و ٤١ ج ١ كا و ٦٦ ت و ٢٧٥ ج ٢ ع و ٣٠٨ ج ٢ ذريعه و ١٦١ ج ٢ جم و غيره)
بديعى دمشقى يوسف-
قاضى موصل، اديبى است فاضل و منشى، كه در نظم و نثر و صنعت انشا، دستى توانا داشت و از مشاهير فضل و ادب ميباشد. بعضى از اهل ادب با بديع الزّمان همدانى مذكور در بالايش توأم شمرده و گروهى بر وى مقدّم دارند. كتاب ذكرى حبيب و كتاب الصبح المنبى عن حيثية المتنبى كه حاوى اخبار متنبى و بعضى از اشعار ظريفه او است و كتاب هبة الانام فى ما يتعلق بابى تمام از آثار