ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٢٥ - ببه (بر وزن مكّه) عبد اللّه بن حارث بن نوفل بن حارث بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف
بباغه عبد الواحد-
رجوع به ببغاء نمايند.
ببغا- ابو الفرج عبد الواحد بن نصر بن محمد-
حنطبى مخزومى، شاعرى است ماهر، شعر خوب مىگفت، معانى بكر و نغز را با الفاظى فصيح و مليح ادا مىنمود و از كثرت فصاحت بهمين لقب ببغا شهرت داشت (كه بفتح اوّل و فتح و تشديد ثانى بعربى مرغ طوطى را گويند) و يا اينكه اين لقب همانا بجهت لكنت زبان او بوده است از قبيل سليم گفتن مارزده و ابو بصير ناميدن كور و نابينا و مانند آنها، چنانچه حنطبى گفتن او، بجهت انتساب بجدّ يازدهمش حنطب بن حارث، و مخزومى گفتنش هم بجهت انتساب بجدّ پانزدهمش مخزوم ميباشد. گاهى لفظ ببغا از كثرت استعمال تحريف يافته و بباغه گفته ميشود، بارى ببغا روز شنبه سلخ يا بيست و هفتم شعبان سال سيصد و نود و هشت از هجرت (٣٩٨ ه قمرى) درگذشت.
(ص ٢٥٦ ج ٢ ع و ٣٢٣ ج ١ كا و ٣٣٩ مط و ١١ ج ١١ تاريخ بغداد)
ببه (بر وزن مكّه) عبد اللّه بن حارث بن نوفل بن حارث بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف-
لقبش ببه، كنيهاش ابو اسحق (يا ابو محمد)، مادرش هند دختر ابو سفيان بوده و در عهد حضرت رسالت متولد شده است آن حضرت آب دهان مبارك خود را در دهانش انداخته و بدعاى خيرش ياد فرمود. عبد اللّه، ظاهر الصلاح، مقبول طباع عموم و از افاضل مسلمين بود، از عمر و عثمان روايت كرده و بعد از فوت يزيد بن معاويه از طرف اهل بصره برياست ايشان منتخب شد و عبد اللّه بن زبير نيز تنفيذش نمود ولى بفاصله يك سال معزولش گردانيد و در سال هشتاد و چهار هجرت (٨٤ ه قمرى) وفات يافت. گويند روزى نزد عبد اللّه بن عمر رفته سلامش كرد، لكن ابن عمر برخلاف عادت معمولى، اظهار بشاشت ننمود، ابن حارث گفت مگر مرا نمىشناسى، گفت چرا، تو ببّه هستى، اين كلمه ابن حارث را خوش نيامد و سبب خنده حاضرين هم گرديد، ابن عمر گفت اين لقب كه من گفتم از روى طعن و قدح نبود بلكه مادر ابن حارث او را بهمين لقب (ببّه) ملقّب داشته و مىگفته است: