ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٣٢ - اشعرى ابو موسى عبد اللّه بن قيس
را بيشتر از ديگران لعن مىكردند و در خبرى آمده است كه آن حضرت در قنوت نماز فريضه بابو موسى لعن مىكرده است.
وضع تاريخ هجرى اسلامى، كه در تمامى كره زمين مابين اهل اسلام معمول و مبدء آن، هجرت حضرت رسالت (ص) و تشريففرمائى آن بزرگوار در سال سيزدهم بعثت از مكّه بمدينه است در زمان خلافت عمر، برحسب پيشنهاد و يادآورى همين ابو موسى اشعرى بوده است. توضيح اين اجمال آنكه: عرب را پيش از اسلام تواريخ مختلف بود، هر كار مهمّى را كه واقع مىشد مثل بناى كعبه، قصّه عام الفيل، موت وليد بن مغيرة و مانند آنها مبدأ قرار ميدادند و قضاياى بعدى را بدان منسوب مىداشتند؛ مثلا سال چند عام الفيل، يا بناى كعبه و امثال اينها. در عهد سعادت حضرت رسالت ص تا چند سال ديگر بعد از رحلت آن حضرت نيز تاريخى مرسوم نبود لكن تا سال دهمّ هجرت هرسال را بنام سنة الاذن، سنة الامر، سنة التمحيص، سنة الترفيه، سنة الزلازل، سنة الاستيناس، سنة الاستعلاء (يا استغلاب)، سنة الاستواء، سنة البرائة و سنة الوداع على الترتيب ناميده بودند. در سال هفدهم هجرت كه ابو موسى از طرف عمر بحكومت يمن منصوب شد بمقام خلافت عرضه داشت، بعضى احكامى آمده كه ماه آنها شعبان ميباشد ولى معلوم نيست كه شعبان كدام سال است، اگر بعد از اين، تاريخى وضع شود لايق مقام خلافت خواهد بود بدينجهت انجمنى كردند و همين موضوع را مطرح نمودند، بعضى از يهود كه بشرف اسلام مشرّف بودند بتاريخ رومى اشاره كردند و برخى تاريخ فرس را منظور داشتند و لكن هيچكدام از آنها بجهت دشوارى ضبط حساب آنها تصويب نشد و بالاتّفاق، يكى از ايّام سعادت انجام حضرت خير الأنام را در نظر گرفتند و چهار وقت ولادت، بعثت، هجرت و رحلت آن حضرت را مطرح مذاكره قرار دادند كه يكى از آنها را مبدأ تاريخ اسلامى نمايند. از آنرو كه ذكر روز وفات، سبب تجديد مصيبت بود، تذكر روز بعثت نيز ايّام شرك و كفرشان را در نظر جلوهگر ميساخت، روز ولادت هم دقيقا معين نبود يعنى مابين دويم و هشتم و دوازدهم و سيزدهم و هفدهم ربيع الاول داير و بعلاوه كه از ايّام اسلامى محسوب نميشد بلكه سال