ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٧٨ - احسائى شيخ احمد ابن شيخ زين الدين ابن شيخ ابراهيم
احرار عبيد اللّه-
از اكابر اهل عرفان و مشايخ خراسان كه على شيرنوايى درباره او اعتقادى كامل و حسن ظنّ بليغ داشته و عبد الرحمن جامى نيز در تحت ارشاد او تحصيل معرفت و تكميل اصول طريقت نموده است. در (٨٩٦ يا ٨٩٥ ه ق و ١٤٨٩ م) در هشتاد و نه سالگى وفات يافت و در سمرقند مدفون شد و جمله (نماند مرشد راه- ٨٩٥) ماده تاريخ وفات او است. (ص ٢٦ ج ٥ فع و ٣١١٩ ج ٤ س)
احسائى شيخ احمد ابن شيخ زين الدين ابن شيخ ابراهيم-
احسائى[١]، بحرانى[٢]، بفرموده روضات الجنّات ترجمان الحكماء المتألّهين، لسان العرفاء و المتكلّمين، عزّة الدهر و فيلسوف العصر، كه در اين اواخر نظير او را در فهم و معرفت و صفاى حقيقت و كثرت معنويّت و حسن طريقه و جودت سليقه و علم بفنون عربيه و تخلّق
(١، ٢)- احساء- بفتح اول، بنوشته معجم البلدان شهرى است مشهور از بحرين و نخستين كسى كه آنرا بنا نهاده و كرسى بلاد هجرش نمود ابو طاهر حسن بن ابى سعيد قرمطى است و تا حال آباد و مشهور است و اما بحرين در هرسه حال رفع و نصب و جر بهمين طور تلفظ شده و حالت مرفوعى آن (بحران) از كسى مسموع نيفتاد مگر آنچه از زمخشرى نقل است كه فقط در حالت رفعش (بحران) با الف حكايت كرده است و بهرحال بحرين نام جامع بلادى است در ساحل بحر هند مابين عمان و بصره كه كرسى و قصبه ولايت هجر بوده و يا بزعم بعضى برعكس آن، هجر قصبه بحرين ميباشد و گروهى از بلاد يمن و برخى قصبه مستقلش پنداشته و جمعى يمامه را هم از توابعش دانند و لكن صحيح آن است كه يمامه ناحيهايست مستقل مابين بحرين و مكه در وسط جاده.
در مراصد گويد: احساء علم باديهايست در بحرين و نخستين كسى كه بنايش نهاده و قصبه هجرش نمود ابو طاهر قرمطى است و بحرين نام جامع بلادى است در ساحل درياى بصره از جزيرة العرب كه آخر آنها عمان و كرسى آنها شهر هجر بوده و بعد آن از بصره پانزده روز راه و از عمان بيك ماه است.
نگارنده گويد: اينگونه تبدلات و اختلافات كثير الوقوع بوده و دور نيست كه شهرى يا ولايتى در زمانى جزو ناحيهاى بوده و در زمان ديگرى در موقع تقسيم اراضى ملحق بناحيه ديگرش نمايند چنانچه نيز در معجم گويد كه در زمان بنى اميه بحرين از توابع عراق بوده و يمامه را هم گاهى جزو مدينه كرده و گاهى مستقلش مىنمودهاند و در عهد بنى عباس مجموع بحرين و عمان و يمامه را يك ناحيه قرار دادند و بالجملة در مقام نسبت به بحرين بحرانى گويند و در ميان اهالى ما گاهى بحرينى هم استعمال نمايند. (ماده احساء و بحرين از معجم البلدان)