ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٧٥ - اثير الدين اومانى مولانا عبد اللّه
اثير الدين اخسيكتى-
از مشاهير شعراى نامدار كه جامع حالات و كمالات متنوعه بوده و بيشتر، اتابك ايلدگز و پسرش قزل ارسلان طغرل سلجوقى را مديحهها گفته و با خاقانى و انورى معاصر و بعضى از اهل فن اشعار او را به حكيم خاقانى ترجيح مىدادهاند و او را با اين حكيم مباحثات و مناظرات بسيارى بوده است.
با شيخ نجم الدّين كبرى ملاقات كرده و بسبب اخلاص و ارادتى كه بوى داشته انزوا گزيد و در خلخال بحال انقطاع گذراند تا در سال ٥٦٢ ه قمرى و يا بنوشته قاموس الأعلام در سال ٦٠٨ ه ق درگذشت و ظاهر آن است كه اثير الدين نام اصلى صاحب ترجمه بوده و ترجمه حال او در اين كتاب بجهت توهّم لقب بودن آن است و از اشعار او است كه در انقطاع و تجريد گفته است:
آنرا كه چار گوشه عزلت ميّسر است |
گو پنج نوبه زن كه شه هفت كشور است |
|
بگذر ز طبع و چرخ كه بستانسراى انس |
برتر ز طاق و طارم اين هفت منظر است |
|
گر بوى كام هست نه زين هفت مدخل است |
ور عقد انس هست نه زين چار گوهر است |
|
در شطّ حادثات برون آى از لباس |
كاوّل برهنگى است كه شرط شناور است |
|
خلقان برنگريز طبيعت مده از آنك |
هر دست رنگ او ز نخستين سيهتر است |
|