ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٨٦ - جامى عبد الرحمن بن احمد بن محمد
(٨٨٤- ٨٩٦ ه ق) و جهانشاه قراقويونلو (٨٤١- ٨٧٢ ه ق) و سلطان محمد فاتح (٨٥٥- ٨٨٦ ه ق) بنظم آورده است. در فنون طريقت، از مريدان سعد الدين محمد كاشغرى خليفه شيخ بهاء الدين عمر بخارى (متوفى بسال ٧٩١ ه ق) مؤسّس و يا مجدّد طريقت نقشبنديّه بوده و بشرف دامادى وى اختصاص يافت، بعد از فوت او، بخواجه ناصر الدين عبيد اللّه ملقّب بخواجه احرار (متوفى بسال ٨٩٦ ه) كه مسندنشين ارشاد بوده دست ارادت داده و در عهد سلطان ابو سعيد شهرت بىنهايت يافت و مورد عنايت ملوكانه شد، روزى عازم سراى سلطان بود، همينكه دانست كه مجلس عيش و طرب است برگشت پس سلطان در دم مجلس جشن را برهم زد و باحضار وى فرمان داد او هم قبول نكرده و اين شعر را تقديم سلطان نمود:
نه زهد آمد مرا مانع ز بزم عشرتانديشان |
غم خود دور ميدارم ز بزم عشرت ايشان |
|
بجائى كاطلس جانان نشايد فرش ره، حاشا |
كه راه قرب يابد دلق گردآلود درويشان |
|