ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٧٨ - جاحظ عمرو بن بحر
نمايد، نيز هيچكس را مخلّد در جهنم نداند، قرآن مجيد را نيز از اجساد پنداشته و گويد ممكن است گاهى بصورت مردى برآمده و گاهى ديگر بشكل حيوانى متشكل باشد و غير اينها كه در چندين مسئله از ديگر فرق معتزله متفرّد بود. فرقه جاحظيه نيز بدو منسوب و كسانى هستند كه در مسائل مذكوره و ديگر مسائل منفرده او تابع وى هستند.
وجه تسميه: جاحظ، در لغت عرب كسى را گويند كه چشمهايش برآمدگى داشته باشد، چون عمرو بن بحر نيز اينچنين بوده بهمين لقب جاحظ اشتهار يافته است چنانچه او را بهمين جهت حدقى نيز گويند كنايه از آنكه حدقههاى او بزرگتر و برآمده بود.
تأليفات جاحظ:
١- اخلاق الملوك كه نسخه خطى آن در استانبول در كتابخانه اياصوفيا موجود است ٢- الاصنام ٣- الامصار ٤- البخلاء كه بارها در مصر و ليدن و استانبول چاپ شده است ٥- بيان مذاهب الشيعة ٦- البيان و التبيين يا التبيين و التبيان كه در مصر و غيره چاپ شده است ٧- التاج فى اخلاق الملوك كه در مصر چاپ شده و ظاهرا همان اخلاق الملوك فوق است ٨- التبيين و التبيان كه مذكور شد ٩- تنبيه الملوك و المكائد كه نسخه خطى آن در كتابخانه كوپرلى موجود است ١٠- الحنين الى الاوطان كه در قاهره چاپ شده است ١١- الحيوان كه بنوشته ابن خلكان جامع تمامى غرائب است و در مصر چاپ شده است ١٢- سحر البيان ١٣- سلوة الحريف بمناظرة الربيع و الخريف كه در مصر و استانبول چاپ شده است ١٤- طبقات المغنين ١٥- العجائب و الغرائب ١٦- الفرق فى اللغة ١٧- فضائل الاتراك ١٨- المحاسن و الاضداد كه در مصر و ليدن چاپ شده است ١٩- نظم القرآن و غير اينها. جاحظ بسيار زشترو و قبيح المنظر و بدصورت و زبانزد عموم مردم بود بطورى كه پس از چندين قرون متواليه كه مادر زمان در هر عصر و اوان اشخاص گوناگون در آغوش خود بپروريده باز هم زشتروئى او ضرب المثل است و نوادر بسيارى در اينموضوع در كتب فريقين نگارش دادهاند. ابن خلّكان نقل كرده است كه جاحظ براى تعليم و تربيت بعضى از فرزندان متوكّل (كه براى اين كار معرفى كرده بودند) حاضر محضر خلافت شد، همينكه خليفه منظر قبيح و صورت زشت او را ديده ده هزار درهم عنايت فرمود و برگردانيد، نيز گويند روزى جاحظ بشاگردان خود گفت كه جز زنى كسى ديگر مرا شرمنده نساخته است چنانچه